play fluegelhorns
اجرای فلوگلهورن
buy fluegelhorns
خریدن فلوگلهورن
tune fluegelhorns
تنظیم فلوگلهورن
collect fluegelhorns
جمعآوری فلوگلهورن
repair fluegelhorns
تعمیر فلوگلهورن
sell fluegelhorns
فروش فلوگلهورن
learn fluegelhorns
یادگیری فلوگلهورن
practice fluegelhorns
تمرین با فلوگلهورن
enjoy fluegelhorns
لذت بردن از فلوگلهورن
feature fluegelhorns
برجستهسازی فلوگلهورن
the band features several fluegelhorns in its performance.
گروه دراجرا چندین شاخصه هورن دارد.
fluegelhorns add a unique sound to the brass section.
شاخصههای هورن صدایی منحصر به فرد به بخش برنج میدهند.
she plays the fluegelhorn beautifully.
او به زیبایی با شاخصه هورن مینوازد.
many jazz musicians prefer fluegelhorns for their mellow tone.
بسیاری از نوازندگان جاز به دلیل صدای ملایم خود، شاخصههای هورن را ترجیح میدهند.
he recently purchased a pair of fluegelhorns for the orchestra.
او اخیراً یک جفت شاخصه هورن برای ارکستر خریداری کرد.
fluegelhorns are often used in military bands.
شاخصههای هورن اغلب در گروههای نظامی استفاده میشوند.
learning to play the fluegelhorn can be quite rewarding.
یادگیری نواختن شاخصه هورن میتواند بسیار سودمند باشد.
the fluegelhorn has a wider bell than the trumpet.
شاخصه هورن دهانه بزرگتری نسبت به ترومپت دارد.
in the concert, the fluegelhorn solo was a highlight.
در کنسرت، سولو شاخصه هورن یک نقطه اوج بود.
she enjoys composing music for fluegelhorns.
او از ساختن موسیقی برای شاخصههای هورن لذت میبرد.
play fluegelhorns
اجرای فلوگلهورن
buy fluegelhorns
خریدن فلوگلهورن
tune fluegelhorns
تنظیم فلوگلهورن
collect fluegelhorns
جمعآوری فلوگلهورن
repair fluegelhorns
تعمیر فلوگلهورن
sell fluegelhorns
فروش فلوگلهورن
learn fluegelhorns
یادگیری فلوگلهورن
practice fluegelhorns
تمرین با فلوگلهورن
enjoy fluegelhorns
لذت بردن از فلوگلهورن
feature fluegelhorns
برجستهسازی فلوگلهورن
the band features several fluegelhorns in its performance.
گروه دراجرا چندین شاخصه هورن دارد.
fluegelhorns add a unique sound to the brass section.
شاخصههای هورن صدایی منحصر به فرد به بخش برنج میدهند.
she plays the fluegelhorn beautifully.
او به زیبایی با شاخصه هورن مینوازد.
many jazz musicians prefer fluegelhorns for their mellow tone.
بسیاری از نوازندگان جاز به دلیل صدای ملایم خود، شاخصههای هورن را ترجیح میدهند.
he recently purchased a pair of fluegelhorns for the orchestra.
او اخیراً یک جفت شاخصه هورن برای ارکستر خریداری کرد.
fluegelhorns are often used in military bands.
شاخصههای هورن اغلب در گروههای نظامی استفاده میشوند.
learning to play the fluegelhorn can be quite rewarding.
یادگیری نواختن شاخصه هورن میتواند بسیار سودمند باشد.
the fluegelhorn has a wider bell than the trumpet.
شاخصه هورن دهانه بزرگتری نسبت به ترومپت دارد.
in the concert, the fluegelhorn solo was a highlight.
در کنسرت، سولو شاخصه هورن یک نقطه اوج بود.
she enjoys composing music for fluegelhorns.
او از ساختن موسیقی برای شاخصههای هورن لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید