fluor

[ایالات متحده]/flʊə/
[بریتانیا]/flʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. معدنی که از کلسیم فلوراید تشکیل شده است؛ فلوراسپار؛ معدنی که همچنین به عنوان فلوریت شناخته می‌شود
Word Forms
جمعfluors

عبارات و ترکیب‌ها

fluor compound

مرکب فلور

fluorine gas

گاز فلوئور

fluorine ion

یون فلوئور

fluoropolymer coating

روکش فلوروپلیمر

fluorine chemistry

شیمی فلوئور

fluorine source

منبع فلوئور

fluorine reaction

واکنش فلوئور

fluorine application

کاربرد فلوئور

fluorinated compound

مرکب حاوی فلور

fluorine isotope

ایزوتوپ فلوئور

جملات نمونه

fluor is essential for healthy teeth.

فلور برای داشتن دندان‌های سالم ضروری است.

many toothpaste brands contain fluor.

بسیاری از برندهای خمیردندان حاوی فلور هستند.

fluor helps prevent tooth decay.

فلور به جلوگیری از پوسیدگی دندان کمک می کند.

drinking water with fluor can be beneficial.

نوشیدن آب حاوی فلور می تواند مفید باشد.

fluor treatments are common at dental clinics.

درمان های فلور در کلینیک های دندانپزشکی رایج است.

some people are allergic to fluor.

برخی از افراد به فلور آلرژی دارند.

fluor is used in various industrial applications.

فلور در کاربردهای صنعتی مختلف استفاده می شود.

excessive fluor can lead to dental fluorosis.

فلور بیش از حد می تواند منجر به فلوروز دندانی شود.

fluor is important for bone health.

فلور برای سلامت استخوان مهم است.

fluor compounds are used in pharmaceuticals.

ترکیبات فلور در داروسازی استفاده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید