fluter

[ایالات متحده]/ˈfluːtə/
[بریتانیا]/ˈfluːtər/

ترجمه

n. کسی که شیارها یا کانال‌ها را می‌سازد؛ نوازنده فلوت
v. نوسان کردن
Word Forms
جمعfluters

عبارات و ترکیب‌ها

fluter player

نوازنده فلوت

fluter music

موسیقی فلوت

fluter sound

صدای فلوت

fluter concert

اجرای فلوت

fluter lesson

درس فلوت

fluter technique

تکنیک فلوت

fluter solo

قطعه فلوت

fluter group

گروه فلوت

fluter repertoire

برنامه فلوت

fluter practice

تمرین فلوت

جملات نمونه

the fluter played a beautiful melody at the concert.

فلوت‌زن یک قطعه موسیقی زیبا را در کنسرت اجرا کرد.

she decided to learn how to play the fluter.

او تصمیم گرفت یاد بگیرد چگونه فلوت بزند.

the fluter's performance captivated the audience.

اجای فلوی زن تماشاگران را مجذوب خود کرد.

he bought a new fluter for his music classes.

او یک فلوت جدید برای کلاس های موسیقی اش خرید.

the fluter joined the orchestra last year.

سال گذشته او به ارکستر پیوست.

she practices the fluter every evening.

او هر شب فلوت تمرین می کند.

the fluter added a unique sound to the band.

فلوت زن یک صدای منحصر به فرد به گروه اضافه کرد.

he enjoys playing the fluter in his free time.

او از نواختن فلوت در اوقات فراغت خود لذت می برد.

they are looking for a skilled fluter for the performance.

آنها به دنبال یک فلوت زن ماهر برای اجرا هستند.

the fluter was the highlight of the evening.

فلوت زن نقطه اوج شب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید