flutes

[ایالات متحده]/fluːts/
[بریتانیا]/fluːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلوت‌ها؛ یک لیوان شامپاین بلند و باریک
v. سوم شخص مفرد فلوت؛ نواختن فلوت یا چین‌دار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

music flutes

موسیقی فلوت

silver flutes

فلوت های نقره ای

wooden flutes

فلوت های چوبی

flutes ensemble

اجرای گروهی فلوت

concert flutes

فلوت های کنسرت

native flutes

فلوت های بومی

flutes player

نوازنده فلوت

flutes music

موسیقی فلوت

flutes collection

مجموعه فلوت

flutes workshop

کارگاه ساخت فلوت

جملات نمونه

she played beautiful melodies on her flutes.

او ملودی‌های زیبایی را روی فلوت‌هایش می‌نواخت.

the orchestra featured a variety of flutes.

ارکستر شامل انواع مختلف فلوت بود.

he collects antique flutes from around the world.

او فلوت‌های قدیمی را از سراسر جهان جمع‌آوری می‌کند.

flutes are often used in classical music.

فلوت‌ها اغلب در موسیقی کلاسیک استفاده می‌شوند.

the sound of the flutes filled the concert hall.

صدای فلوت‌ها سالن کنسرت را پر کرد.

she teaches students how to play flutes.

او به دانش‌آموزان یاد می‌دهد که چگونه فلوت بزنند.

flutes can be made from wood, metal, or plastic.

فلوت‌ها را می‌توان از چوب، فلز یا پلاستیک ساخت.

he enjoys listening to flutes in jazz music.

او از گوش دادن به فلوت در موسیقی جاز لذت می‌برد.

flutes add a unique sound to any musical ensemble.

فلوت‌ها صدایی منحصر به فرد به هر گروه موسیقی اضافه می‌کنند.

she bought a new set of flutes for her collection.

او یک مجموعه جدید فلوت برای کلکسیون خود خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید