flyboat

[ایالات متحده]/ˈflaɪbəʊt/
[بریتانیا]/ˈflaɪboʊt/

ترجمه

n. قایق سریع و کف صاف
Word Forms
جمعflyboats

عبارات و ترکیب‌ها

flyboat ride

سوار شدن به قایق پرنده

flyboat adventure

ماجراجویی با قایق پرنده

flyboat journey

سفر با قایق پرنده

flyboat experience

تجربه قایق پرنده

flyboat tour

تور قایق پرنده

flyboat trip

سفر با قایق پرنده

flyboat service

خدمات قایق پرنده

flyboat operator

اپراتور قایق پرنده

flyboat rental

اجاره قایق پرنده

flyboat festival

جشنواره قایق پرنده

جملات نمونه

the flyboat glided smoothly across the water.

قایق‌سواری به آرامی روی آب سر می‌خورد.

we rented a flyboat for our summer vacation.

ما یک قایق‌سواری برای تعطیلات تابستانی خود اجاره کردیم.

he built a flyboat from scratch.

او یک قایق‌سواری را از ابتدا ساخت.

the flyboat was designed for speed and comfort.

قایق‌سواری برای سرعت و راحتی طراحی شده بود.

they took a scenic tour on the flyboat.

آنها یک تور تماشایی با قایق‌سواری انجام دادند.

she enjoyed the sunset view from the flyboat.

او از منظره غروب خورشید از قایق‌سواری لذت برد.

the flyboat can accommodate up to ten passengers.

قایق‌سواری می‌تواند تا ده مسافر را در خود جای دهد.

they experienced a thrilling ride on the flyboat.

آنها یک تجربه هیجان‌انگیز با قایق‌سواری داشتند.

the flyboat's engine was remarkably quiet.

موتور قایق‌سواری به طرز شگفت‌انگیزی بی‌صدا بود.

after the storm, the flyboat needed repairs.

بعد از طوفان، قایق‌سواری به تعمیرات نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید