flyfishes

[ایالات متحده]/ˈflʌɪfɪʃɪz/
[بریتانیا]/ˈflai.fɪʃɪz/

ترجمه

v. حالت شناسایی سوم شخص در زمان حاضر از flyfish؛ با استفاده از یک فلی مصنوعی ماهیگیری کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

go flyfishing

به صید ماهی با روش فلی فیشینگ برو

loves flyfishing

از فلی فیشینگ خوش می‌بود

start flyfishing

فلی فیشینگ را شروع کن

he flyfishes

او فلی فیشینگ می‌کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید