fishes

[ایالات متحده]/fɪʃɪz/
[بریتانیا]/fɪʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع ماهی؛ ماهی‌ها (علامت زودیاک)

عبارات و ترکیب‌ها

freshwater fishes

ماهی‌های آب شیرین

saltwater fishes

ماهی‌های آب شور

tropical fishes

ماهی‌های استوایی

aquarium fishes

ماهی‌های آکواریوم

game fishes

ماهی‌های ورزشی

tasty fishes

ماهی‌های خوشمزه

colorful fishes

ماهی‌های رنگارنگ

trophy fishes

ماهی‌های جایزه

small fishes

ماهی‌های کوچک

large fishes

ماهی‌های بزرگ

جملات نمونه

fishes swim gracefully in the ocean.

ماهی‌ها به طور ظریف در اقیانوس شنا می‌کنند.

many people enjoy keeping colorful fishes in aquariums.

بسیاری از مردم از نگهداری ماهی‌های رنگارنگ در آکواریوم لذت می‌برند.

fishes play an important role in the ecosystem.

ماهی‌ها نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

some fishes can live in both fresh and saltwater.

برخی از ماهی‌ها می‌توانند هم در آب شیرین و هم در آب شور زندگی کنند.

fishes are an excellent source of protein.

ماهی‌ها منبع بسیار خوبی از پروتئین هستند.

people often go fishing to catch different kinds of fishes.

افراد اغلب برای صید انواع مختلف ماهی به ماهیگیری می‌روند.

some fishes can change their colors for camouflage.

برخی از ماهی‌ها می‌توانند رنگ خود را برای استتار تغییر دهند.

fishes are known for their diverse shapes and sizes.

ماهی‌ها به دلیل اشکال و اندازه‌های متنوع خود شناخته می‌شوند.

in many cultures, fishes symbolize prosperity and abundance.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، ماهی‌ها نماد رونق و فراوانی هستند.

fishes communicate with each other using various signals.

ماهی‌ها با استفاده از نشانه‌های مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید