foals

[ایالات متحده]/fəʊlz/
[بریتانیا]/foʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از مادیان
n. اسب‌های جوان

عبارات و ترکیب‌ها

young foals

نابالغان

growing foals

در حال رشد

playful foals

بازيگوش

healthy foals

سالم

newborn foals

نوزاد

training foals

آموزش دیده

female foals

سه توله ماده

male foals

نرهای

orphaned foals

يتيم

wild foals

وحشي

جملات نمونه

foals are often seen playing in the fields.

پونی‌ها اغلب در حال بازی در مزارع دیده می‌شوند.

it is important to care for foals properly.

مراقبت صحیح از پونی‌ها مهم است.

foals grow quickly during their first year.

پونی‌ها در طول سال اول خود به سرعت رشد می‌کنند.

breeders often train foals from a young age.

پرورش‌دهندگان اغلب از سنین پایین به آموزش پونی‌ها می‌پردازند.

foals need a balanced diet to thrive.

پونی‌ها برای رشد و شکوفایی به یک رژیم غذایی متعادل نیاز دارند.

watching foals run can be quite entertaining.

تماشای پونی‌ها در حال دویدن می‌تواند بسیار سرگرم‌کننده باشد.

foals often stay close to their mothers.

پونی‌ها اغلب در نزدیکی مادران خود می‌مانند.

veterinarians check foals for health issues regularly.

پزشکان دامپزشکی به طور منظم پونی‌ها را برای مشکلات سلامتی بررسی می‌کنند.

foals are usually born in the spring.

پونی‌ها معمولاً در بهار متولد می‌شوند.

socializing foals helps them become well-adjusted horses.

ارتباط اجتماعی با پونی‌ها به آن‌ها کمک می‌کند تا به اسب‌هایی با رفتار خوب تبدیل شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید