focalizes

[ایالات متحده]/ˈfəʊkəlaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈfoʊkəlaɪzɪz/

ترجمه

v. تنظیم کردن فوکوس; تمرکز بر یک نقطه کانونی; فوکوس کردن; تنظیم کردن فاصله کانونی

عبارات و ترکیب‌ها

focalizes attention

تمرکز توجه

focalizes energy

تمرکز انرژی

focalizes discussion

تمرکز بحث

focalizes resources

تمرکز منابع

focalizes efforts

تمرکز تلاش‌ها

focalizes research

تمرکز تحقیقات

focalizes goals

تمرکز اهداف

focalizes issues

تمرکز مسائل

focalizes thoughts

تمرکز افکار

focalizes creativity

تمرکز خلاقیت

جملات نمونه

the documentary focalizes on climate change impacts.

مستند بر بررسی اثرات تغییرات آب و هوایی تمرکز دارد.

her research focalizes on the effects of social media.

تحقیقات او بر بررسی اثرات رسانه های اجتماعی متمرکز است.

the project focalizes on improving community health.

این پروژه بر بهبود سلامت جامعه متمرکز است.

this study focalizes on early childhood education.

این مطالعه بر آموزش دوران کودکی اولیه متمرکز است.

the article focalizes on the importance of mental health.

این مقاله بر اهمیت سلامت روان متمرکز است.

the conference focalizes on technological innovations.

این کنفرانس بر نوآوری های فناوری متمرکز است.

the campaign focalizes on raising awareness about pollution.

این کمپین بر افزایش آگاهی در مورد آلودگی متمرکز است.

his presentation focalizes on effective leadership strategies.

ارائه او بر استراتژی های رهبری موثر متمرکز است.

the book focalizes on personal development techniques.

این کتاب بر تکنیک های توسعه فردی متمرکز است.

the film focalizes on the struggles of immigrants.

این فیلم بر مبارزات مهاجران متمرکز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید