focusings

[ایالات متحده]/ˈfəʊkəsɪŋz/
[بریتانیا]/ˈfoʊkəsɪŋz/

ترجمه

v. عمل تمرکز یا هدایت توجه؛ تنظیم لنز دوربین یا دستگاه اپتیکی

عبارات و ترکیب‌ها

focusings on

تمرکز بر

focusings in

تمرکز در

focusings with

تمرکز با

focusings toward

تمرکز به سمت

focusings for

تمرکز برای

focusings upon

تمرکز بر روی

focusings around

تمرکز در اطراف

focusings during

تمرکز در طول

focusings within

تمرکز در داخل

focusings across

تمرکز در سراسر

جملات نمونه

her focusings on the details led to a successful project.

تمرکز او بر جزئیات منجر به یک پروژه موفق شد.

the focusings of the team were aligned with the company's goals.

تمرکز تیم با اهداف شرکت همسو بود.

his focusings on personal growth have transformed his career.

تمرکز او بر رشد شخصی باعث تحول در حرفه او شد.

we need to adjust our focusings to meet the new challenges.

ما باید تمرکز خود را برای مقابله با چالش‌های جدید تنظیم کنیم.

the focusings in her research were groundbreaking.

تمرکز او در تحقیقاتش پیشگامانه بود.

our focusings on customer feedback improved service quality.

تمرکز ما بر بازخورد مشتری باعث بهبود کیفیت خدمات شد.

his focusings on sustainability are commendable.

تمرکز او بر پایداری قابل تحسین است.

the focusings of the meeting were clearly outlined in the agenda.

تمرکز جلسه به وضوح در دستور کار مشخص شده بود.

changing our focusings can lead to better outcomes.

تغییر تمرکز ما می‌تواند منجر به نتایج بهتر شود.

her focusings on teamwork fostered a collaborative environment.

تمرکز او بر کار گروهی باعث ایجاد یک محیط مشارکتی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید