old fogeys
فوجههای پیر
grumpy fogeys
فوجههای بداخلاق
stubborn fogeys
فوجههای سرسخت
funny fogeys
فوجههای خندهدار
wise fogeys
فوجههای خردمند
grumpy old fogeys
فوجههای پیر و بداخلاق
nostalgic fogeys
فوجههای نوستالژیک
traditional fogeys
فوجههای سنتی
cranky fogeys
فوجههای عصبانی
cheerful fogeys
فوجههای شاد
those fogeys at the club are always complaining about the music.
آن پیرمردهای باشگاه همیشه در مورد موسیقی شکایت دارند.
my grandparents are such fogeys when it comes to technology.
پدر و مادر بزرگ من در مورد فناوری خیلی پیرمرد هستند.
he acts like a fogey, always preferring the old ways.
او مثل یک پیرمرد رفتار میکند، همیشه روشهای قدیمی را ترجیح میدهد.
don't be a fogey; try something new for a change.
پیرمرد نباشید؛ برای یک بار چیز جدیدی امتحان کنید.
those fogeys think they know everything about the past.
آن پیرمرده فکر میکنند همه چیز را در مورد گذشته میدانند.
my dad is a bit of a fogey when it comes to fashion.
بابای من در مورد مد کمی پیرمرد است.
we need to stop being fogeys and embrace modern ideas.
ما باید دست از پیرمرد بودن بکشیم و ایدههای مدرن را بپذیریم.
these fogeys just don't understand the new trends.
این پیرمرده اصلاً روندهای جدید را نمیفهمند.
sometimes i feel like a fogey when i see the youth's choices.
گاهی اوقات احساس میکنم مثل یک پیرمرد هستم وقتی انتخابهای جوانان را میبینم.
those fogeys still prefer reading newspapers over digital news.
آن پیرمرده هنوز ترجیح میدهند روزنامه بخوانند تا اخبار دیجیتال.
old fogeys
فوجههای پیر
grumpy fogeys
فوجههای بداخلاق
stubborn fogeys
فوجههای سرسخت
funny fogeys
فوجههای خندهدار
wise fogeys
فوجههای خردمند
grumpy old fogeys
فوجههای پیر و بداخلاق
nostalgic fogeys
فوجههای نوستالژیک
traditional fogeys
فوجههای سنتی
cranky fogeys
فوجههای عصبانی
cheerful fogeys
فوجههای شاد
those fogeys at the club are always complaining about the music.
آن پیرمردهای باشگاه همیشه در مورد موسیقی شکایت دارند.
my grandparents are such fogeys when it comes to technology.
پدر و مادر بزرگ من در مورد فناوری خیلی پیرمرد هستند.
he acts like a fogey, always preferring the old ways.
او مثل یک پیرمرد رفتار میکند، همیشه روشهای قدیمی را ترجیح میدهد.
don't be a fogey; try something new for a change.
پیرمرد نباشید؛ برای یک بار چیز جدیدی امتحان کنید.
those fogeys think they know everything about the past.
آن پیرمرده فکر میکنند همه چیز را در مورد گذشته میدانند.
my dad is a bit of a fogey when it comes to fashion.
بابای من در مورد مد کمی پیرمرد است.
we need to stop being fogeys and embrace modern ideas.
ما باید دست از پیرمرد بودن بکشیم و ایدههای مدرن را بپذیریم.
these fogeys just don't understand the new trends.
این پیرمرده اصلاً روندهای جدید را نمیفهمند.
sometimes i feel like a fogey when i see the youth's choices.
گاهی اوقات احساس میکنم مثل یک پیرمرد هستم وقتی انتخابهای جوانان را میبینم.
those fogeys still prefer reading newspapers over digital news.
آن پیرمرده هنوز ترجیح میدهند روزنامه بخوانند تا اخبار دیجیتال.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید