parents' choice
انتخاب والدین
meet parents
دیدار با والدین
like parents
مشابه والدین
parents' rights
حقوق والدین
thank parents
تشکر از والدین
parents' home
خانه والدین
support parents
حمایت از والدین
parents' love
عشق والدین
raising parents
پرورش والدین
parents' pride
افتخار والدین
my parents are incredibly supportive of my career goals.
والدین من به طور فوق العاده از اهداف شغلی من حمایت می کنند.
we spent the weekend visiting our parents at their house.
ما آخر هفته را در حال بازدید از والدینمان در خانه آنها گذراندیم.
it's important to respect your parents' opinions, even if you disagree.
احترام گذاشتن به نظرات والدینتان مهم است، حتی اگر مخالف باشید.
my parents taught me the importance of hard work and perseverance.
والدین من به من اهمیت کار سخت و پشتکار را آموزش دادند.
she relies on her parents for financial support while she's in school.
او در حالی که در مدرسه است، برای حمایت مالی به والدینش تکیه دارد.
he's very close to his parents and calls them every sunday.
او رابطه بسیار نزدیکی با والدینش دارد و هر یکشنبه با آنها صحبت می کند.
my parents are proud of all the accomplishments i've achieved.
والدین من از تمام دستاوردهایی که کسب کرده ام، به من افتخار می کنند.
they are strict parents who enforce a strict curfew for their children.
آنها والدین سختگیر هستند که برای فرزندان خود قانون منع آمد و رفت سفت و سختی را اعمال می کنند.
she often seeks advice from her parents on important decisions.
او اغلب از والدینش در مورد تصمیمات مهم مشورت می گیرد.
my parents encouraged me to pursue my passion for photography.
والدین من تشویقم کردند تا به دنبال اشتیاقم برای عکاسی بروم.
he's grateful to his parents for all the sacrifices they made for him.
او نسبت به والدینش به خاطر تمام فداکاری هایی که برای او انجام داده اند، سپاسگزار است.
parents' choice
انتخاب والدین
meet parents
دیدار با والدین
like parents
مشابه والدین
parents' rights
حقوق والدین
thank parents
تشکر از والدین
parents' home
خانه والدین
support parents
حمایت از والدین
parents' love
عشق والدین
raising parents
پرورش والدین
parents' pride
افتخار والدین
my parents are incredibly supportive of my career goals.
والدین من به طور فوق العاده از اهداف شغلی من حمایت می کنند.
we spent the weekend visiting our parents at their house.
ما آخر هفته را در حال بازدید از والدینمان در خانه آنها گذراندیم.
it's important to respect your parents' opinions, even if you disagree.
احترام گذاشتن به نظرات والدینتان مهم است، حتی اگر مخالف باشید.
my parents taught me the importance of hard work and perseverance.
والدین من به من اهمیت کار سخت و پشتکار را آموزش دادند.
she relies on her parents for financial support while she's in school.
او در حالی که در مدرسه است، برای حمایت مالی به والدینش تکیه دارد.
he's very close to his parents and calls them every sunday.
او رابطه بسیار نزدیکی با والدینش دارد و هر یکشنبه با آنها صحبت می کند.
my parents are proud of all the accomplishments i've achieved.
والدین من از تمام دستاوردهایی که کسب کرده ام، به من افتخار می کنند.
they are strict parents who enforce a strict curfew for their children.
آنها والدین سختگیر هستند که برای فرزندان خود قانون منع آمد و رفت سفت و سختی را اعمال می کنند.
she often seeks advice from her parents on important decisions.
او اغلب از والدینش در مورد تصمیمات مهم مشورت می گیرد.
my parents encouraged me to pursue my passion for photography.
والدین من تشویقم کردند تا به دنبال اشتیاقم برای عکاسی بروم.
he's grateful to his parents for all the sacrifices they made for him.
او نسبت به والدینش به خاطر تمام فداکاری هایی که برای او انجام داده اند، سپاسگزار است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید