foglights

[ایالات متحده]/ˈfɒɡlaɪt/
[بریتانیا]/ˈfɔɡˌlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی چراغ جلو خودرو که در شرایط مه آلود استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

front foglight

چراغ مه شکن جلو

rear foglight

چراغ مه شکن عقب

foglight switch

کلید مه شکن

foglight lens

لنز مه شکن

foglight bulb

لامپ مه شکن

foglight assembly

مونتاژ مه شکن

foglight installation

نصب مه شکن

foglight indicator

نشانگر مه شکن

foglight adjustment

تنظیم مه شکن

foglight cover

محافظ مه شکن

جملات نمونه

the foglight illuminated the road ahead during the storm.

چراغ مه شمعی مسیر پیش رو را در طول طوفان روشن کرد.

make sure to check the foglight before driving at night.

مطمئن شوید قبل از رانندگی در شب چراغ مه را بررسی کنید.

his car's foglight was broken and needed replacement.

چراغ مه ماشین او خراب بود و نیاز به تعویض داشت.

using foglights can improve visibility in heavy fog.

استفاده از چراغ‌های مه می‌تواند دید را در مه غلیظ بهبود بخشد.

she turned on the foglight to navigate through the thick mist.

او چراغ مه را روشن کرد تا از میان مه غلیظ عبور کند.

foglights are essential for safe driving in poor weather conditions.

چراغ‌های مه برای رانندگی ایمن در شرایط آب و هوایی نامساعد ضروری هستند.

he installed new foglights on his truck for better performance.

او چراغ‌های مه جدیدی روی کامیون خود برای عملکرد بهتر نصب کرد.

the foglight beams cut through the darkness like a knife.

نورهای چراغ مه مانند چاقو از تاریکی عبور کردند.

during the test drive, the foglight proved to be very effective.

در طول تست رانندگی، چراغ مه بسیار مؤثر بود.

he forgot to turn off the foglight, which drained the battery.

او فراموش کرد چراغ مه را خاموش کند که باعث تخلیه باتری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید