folium

[ایالات متحده]/ˈfəʊlɪəm/
[بریتانیا]/ˈfoʊliəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لایه یا ورق نازک، به ویژه در زمینه زیستی؛ یک برگ یا ساختار مشابه برگ
Word Forms
جمعfoliums

عبارات و ترکیب‌ها

folium leaf

برگچه

folium structure

ساختار برگچه

folium analysis

تجزیه و تحلیل برگچه

folium shape

شکل برگچه

folium tissue

بافت برگچه

folium surface

سطح برگچه

folium margin

حاشیه برگچه

folium color

رنگ برگچه

folium growth

رشد برگچه

جملات نمونه

the folium is an important part of the plant's structure.

برگ یک جزء مهم از ساختار گیاه است.

scientists study the folium to understand photosynthesis.

دانشمندان برگ را برای درک فتوسنتز مطالعه می‌کنند.

each folium on the tree has a unique shape.

هر برگ روی درخت شکل منحصر به فردی دارد.

foliage refers to the collective leaves of a plant, including its folium.

پوشش گیاهی به مجموعه برگ‌های یک گیاه، از جمله برگ آن اشاره دارد.

in botany, the term folium describes a leaf-like structure.

در گیاه‌شناسی، اصطلاح برگ ساختاری شبیه به برگ را توصیف می‌کند.

the folium can vary in color depending on the season.

رنگ برگ می‌تواند بسته به فصل متفاوت باشد.

many animals depend on the folium for food and shelter.

بسیاری از حیوانات برای غذا و سرپناه به برگ متکی هستند.

folium analysis helps in identifying plant species.

تجزیه و تحلیل برگ به شناسایی گونه‌های گیاهی کمک می‌کند.

during autumn, the folium changes its color dramatically.

در طول پاییز، رنگ برگ به طور چشمگیری تغییر می‌کند.

the folium plays a crucial role in the plant's life cycle.

برگ نقش مهمی در چرخه زندگی گیاه ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید