folksong

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترانه سنتی که از نسلی به نسل دیگر در یک فرهنگ خاص منتقل می‌شود
Word Forms
جمعfolksongs

جملات نمونه

She sang a beautiful folksong at the concert.

او یک ترانه محلی زیبا در کنسرت خواند.

The folksong reminded him of his childhood.

آن ترانه محلی او را به دوران کودکی‌اش یادآوری کرد.

The festival featured traditional folksongs from different regions.

جشنواره شامل ترانه‌های محلی سنتی از مناطق مختلف بود.

They danced to the lively tunes of a folksong.

آنها به آهنگ‌های شاد یک ترانه محلی رقصیدند.

The folksong has been passed down through generations.

آن ترانه محلی نسل به نسل منتقل شده است.

He plays the guitar and sings folksongs at local events.

او گیتار می‌نوازد و در رویدادهای محلی ترانه‌های محلی می‌خواند.

The folksong lyrics tell stories of love and nature.

متن ترانه محلی داستان‌هایی درباره عشق و طبیعت را بازگو می‌کند.

She learned to play the banjo to accompany folksongs.

او یاد گرفت که برای همراهی با ترانه‌های محلی بنجو بزند.

The community choir performed a medley of folksongs.

گروه کر محلی یک مدلی از ترانه‌های محلی اجرا کرد.

The folksong tradition is an important part of cultural heritage.

رسوم ترانه محلی بخشی مهم از میراث فرهنگی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید