| جمع | fondlers |
serial fondler
فوندلر مسلسل
alleged fondler
فوندلر متهم شده
convicted fondler
فوندلر محکوم شده
child fondler
فوندلر کودک
known fondler
فوندلر شناخته شده
bus fondler
فوندلر اتوبوس
closet fondler
فوندلر اتوبوس
workplace fondler
فوندلر محل کار
accused fondler
فوندلر متهم
the police arrested the suspected fondler near the park.
پلیس فرد مشکوک به فوندل کردن را در نزدیکی پارک دستگیر کرد.
the serial fondler targeted victims on the busy subway.
فوندل کننده مکرر در متروی پرتردد ضربه زدن به قربانیان را انتخاب کرد.
a convicted fondler must register as a sex offender.
یک فرد محکوم به فوندل کردن باید به عنوان یک مرتکب جنسی ثبت نام کند.
security cameras captured the alleged fondler in the hallway.
دوربین های امنیتی فرد متهم به فوندل کردن را در گالری ضبط کرد.
the victim pointed out the fondler to the officers.
قبانی فرد فوندل کننده را به پلیس نشان داد.
the judge sentenced the fondler to five years in prison.
دیوان فرد فوندل کننده را به پنج سال حبس محکوم کرد.
local news identified the suspected fondler as a neighbor.
خبرهای محلی فرد مشکوک به فوندل کردن را به یک همسایه شناسایی کرد.
the bar banned the known fondler from the premises.
بار فرد شناخته شده فوندل کننده را از مکان خود محروم کرد.
court documents detailed the fondler's pattern of behavior.
مستندات دادگاه الگوی رفتار فوندل کننده را جزئیات بیشتری ارائه داد.
the community was relieved when the fondler was apprehended.
وقتی فوندل کننده دستگیر شد، جامعه راحت شد.
the detective interrogated the suspected fondler for hours.
دétektیو فرد مشکوک به فوندل کردن را به مدت ساعاتی مورد بازجویی قرار داد.
witnesses testified against the accused fondler in court.
گواهان در دادگاه علیه فرد متهم به فوندل کردن شهادت دادند.
serial fondler
فوندلر مسلسل
alleged fondler
فوندلر متهم شده
convicted fondler
فوندلر محکوم شده
child fondler
فوندلر کودک
known fondler
فوندلر شناخته شده
bus fondler
فوندلر اتوبوس
closet fondler
فوندلر اتوبوس
workplace fondler
فوندلر محل کار
accused fondler
فوندلر متهم
the police arrested the suspected fondler near the park.
پلیس فرد مشکوک به فوندل کردن را در نزدیکی پارک دستگیر کرد.
the serial fondler targeted victims on the busy subway.
فوندل کننده مکرر در متروی پرتردد ضربه زدن به قربانیان را انتخاب کرد.
a convicted fondler must register as a sex offender.
یک فرد محکوم به فوندل کردن باید به عنوان یک مرتکب جنسی ثبت نام کند.
security cameras captured the alleged fondler in the hallway.
دوربین های امنیتی فرد متهم به فوندل کردن را در گالری ضبط کرد.
the victim pointed out the fondler to the officers.
قبانی فرد فوندل کننده را به پلیس نشان داد.
the judge sentenced the fondler to five years in prison.
دیوان فرد فوندل کننده را به پنج سال حبس محکوم کرد.
local news identified the suspected fondler as a neighbor.
خبرهای محلی فرد مشکوک به فوندل کردن را به یک همسایه شناسایی کرد.
the bar banned the known fondler from the premises.
بار فرد شناخته شده فوندل کننده را از مکان خود محروم کرد.
court documents detailed the fondler's pattern of behavior.
مستندات دادگاه الگوی رفتار فوندل کننده را جزئیات بیشتری ارائه داد.
the community was relieved when the fondler was apprehended.
وقتی فوندل کننده دستگیر شد، جامعه راحت شد.
the detective interrogated the suspected fondler for hours.
دétektیو فرد مشکوک به فوندل کردن را به مدت ساعاتی مورد بازجویی قرار داد.
witnesses testified against the accused fondler in court.
گواهان در دادگاه علیه فرد متهم به فوندل کردن شهادت دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید