forager

[ایالات متحده]/'fɔridʒə/
[بریتانیا]/ˈf ɔrɪd ʒɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که به دنبال غذا می‌گردد

عبارات و ترکیب‌ها

skilled forager

گردآورنده ماهر

جملات نمونه

The forager gathered berries in the forest.

چاره‌گر انواع توت‌ها را در جنگل جمع‌آوری کرد.

Foragers search for food in the wild.

چاره‌گران به دنبال غذا در طبیعت وحشی می‌گردند.

The forager skillfully found edible plants.

چاره‌گر به طرز ماهرانه‌ای گیاهان خوراکی پیدا کرد.

Foragers rely on their knowledge of the environment.

چاره‌گران به دانش خود از محیط زیست متکی هستند.

The forager navigated through the woods to find mushrooms.

چاره‌گر برای پیدا کردن قارچ‌ها از میان جنگل عبور کرد.

Foragers have a deep connection with nature.

چاره‌گران ارتباط عمیقی با طبیعت دارند.

The forager used a basket to collect nuts.

چاره‌گر از یک سبد برای جمع‌آوری آجیل‌ها استفاده کرد.

Foragers often work together to gather resources.

چاره‌گران اغلب برای جمع‌آوری منابع با یکدیگر همکاری می‌کنند.

The forager's survival skills are impressive.

مهارت‌های بقای چاره‌گر بسیار چشمگیر است.

Foragers adapt to different environments to find food.

چاره‌گران برای پیدا کردن غذا با محیط‌های مختلف سازگار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید