forbore

[ایالات متحده]/fɔː'bɔː(r)/
[بریتانیا]/fɔr'bɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خودداری کرد; از چیزی پرهیز کرد; بازداشتن

جملات نمونه

He forbore claiming the reward.

او از ادعای جایزه خودداری کرد.

the boy forbore from touching anything.

پسر از لمس هر چیزی خودداری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید