forcemeats

[ایالات متحده]/ˈfɔːsmiːt/
[بریتانیا]/ˈfɔrsˌmiːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت چرخ‌کرده طعم‌دار شده با ادویه؛ مخلوط گوشت که اغلب به عنوان پرکننده استفاده می‌شود؛ گوشت چرخ‌کرده طعم‌دار که معمولاً به عنوان پرکننده استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

forcemeat pie

غذای گوشت

forcemeat stuffing

مواد پرکننده گوشت

forcemeat balls

گوشت توپ

forcemeat recipe

دستور غذای گوشت

forcemeat mixture

مخلوط گوشت

forcemeat roll

رول گوشت

forcemeat sauce

سس گوشت

forcemeat dish

غذا با گوشت

forcemeat burger

برگر گوشت

forcemeat dumplings

دامپلینگ گوشت

جملات نمونه

she prepared a delicious dish using forcemeat.

او یک غذای خوشمزه با استفاده از گوشت چرخ کرده تهیه کرد.

forcemeat is often used in sausages and pâtés.

گوشت چرخ کرده اغلب در سوسیس و پاته استفاده می شود.

he learned how to make forcemeat from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه گوشت چرخ کرده را از مادربزرگش درست کند.

forcemeat can be made from various types of meat.

می توان گوشت چرخ کرده را از انواع مختلف گوشت تهیه کرد.

adding spices enhances the flavor of the forcemeat.

اضافه کردن ادویه طعم گوشت چرخ کرده را افزایش می دهد.

she stuffed the chicken with forcemeat before roasting.

او قبل از پختن، مرغ را با گوشت چرخ کرده پر کرد.

forcemeat should be seasoned well for the best taste.

گوشت چرخ کرده باید برای بهترین طعم به خوبی مزه‌دار شود.

he prefers using fresh herbs in his forcemeat recipes.

او ترجیح می دهد از سبزیجات تازه در دستور العمل های گوشت چرخ کرده خود استفاده کند.

forcemeat can be frozen for later use in cooking.

می توان گوشت چرخ کرده را برای استفاده بعدی در آشپزی فریز کرد.

she learned the art of making forcemeat during culinary school.

او هنر تهیه گوشت چرخ کرده را در طول تحصیل در مدرسه آشپزی آموخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید