patty

[ایالات متحده]/'pætɪ/
[بریتانیا]/'pæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پای کوچک.
Word Forms
جمعpatties

عبارات و ترکیب‌ها

beef patty

گوشت چرخ کرده

vegetarian patty

غذای گیاهی

chicken patty

سوسیس مرغ

جملات نمونه

a hamburger patty; a peppermint patty.

یک همبرگر; یک پتی نعناع.

hamburger patties; hamburger restaurants.

همبرگرها; رستوران‌های همبرگر.

Potato, salmon and spinach patties with garlicky dill cream.

کتلت سیب‌زمینی، سالمون و اسفناج با خامه سیر و شوید.

Probably in 1955 this lady had “piroshki” (patties) in her basket.

احتمالا در سال 1955 این خانم "piroshki" (پاتیس) در سبدش داشت.

I ordered a beef patty for my burger.

من یک گوشت گاو سفارش دادم برای همبرگر من.

She made delicious vegetarian patties for the party.

او کلوچه‌های گیاهی خوشمزه برای مهمانی درست کرد.

The restaurant serves chicken patties with a side of fries.

رستوران سیب‌زمینی سرو می‌کند با سیب‌زمینی سرخ کرده.

My mom's homemade fish patty recipe is the best.

دستور العمل کلوچه ماهی خانگی مادرم بهترین است.

I prefer turkey patties over beef patties.

من ترجیح می‌دهم کلوچه‌های گوشت ترکی را به کلوچه‌های گوشت گاو.

The kids love to eat potato patties as an afternoon snack.

بچه‌ها عاشق خوردن کلوچه‌های سیب‌زمینی به عنوان میان وعده بعد از ظهر هستند.

The veggie patty was a hit at the barbecue.

کلوچه گیاهی در باربکیو بسیار محبوب بود.

He ordered a double patty burger with extra cheese.

او یک همبرگر دو کلوچه با پنیر اضافی سفارش داد.

I'm craving a spicy chicken patty sandwich.

من هوس ساندویچ کلوچه مرغ تند دارم.

The cafeteria offers a variety of patty options for lunch.

بوفه غذا انواع گزینه‌های کلوچه را برای ناهار ارائه می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

It's a potato and pea patty blended with some Indian spices.

این یک کلوچه سیب زمینی و نخود با کمی ادویه هندی است.

منبع: Wall Street Journal

Silicon valley-based Impossible Foods Company has been producing vegetarian patties for some time.

شرکت Impossible Foods که در سیلیکون ولی مستقر است، مدتی است که کلوچه های گیاهی تولید می کند.

منبع: VOA Standard English - Health

Burger King and McDonald's sell vegan patties; Chipotle has made a plant-based chorizo.

برگر کینگ و مک دونالدز کلوچه های وگان می فروشند؛ چیپوتل یک چوریزو گیاهی تولید کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Last year in Tokyo, we did a Caribbean patty, we do jerk wagyu beef, shio kombu.

سال گذشته در توکیو، ما یک کلوچه کارائیبی انجام دادیم، ما گوشت واگیو با طعم جرک، شیو کومبو انجام می دهیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Oh Mr. Slabs, you know I can't cook a slabby patty until it's cooked just right.

اوه آقای اسلاب، شما می دانید که من نمی توانم یک کلوچه اسلبی بپزم تا درست پخته نشود.

منبع: Anime news

It made one element of that burger better which was the patty itself.

این باعث شد یکی از اجزای آن برگر بهتر شود که خود کلوچه بود.

منبع: Gourmet Base

You like crabby patties, don't you, Squidward?

شما دوست دارید کلوچه های خشمگین، مگه نه، اسکویدوارد؟

منبع: Anime news

Even perfect patties need final touches.

حتی کلوچه های عالی هم به لمس نهایی نیاز دارند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Business

You've made a patty out of it.

شما آن را به یک کلوچه تبدیل کرده اید.

منبع: Gourmet Base

I think the patty pan is brilliant.

من فکر می کنم تابه کلوچه عالی است.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید