forcep

ترجمه

n. ابزار جراحی با دو تیغه و یک جفت دسته، که برای گرفتن و نگه داشتن اشیاء استفاده می‌شود
Word Forms
جمعforceps

عبارات و ترکیب‌ها

forceps

قیچی

جملات نمونه

The figures show an increase in forceps deliveries.

نمودارها نشان دهنده افزایش در زایمان با استفاده از فورسپس هستند.

I watched it fall in slow motion from his forceps, landing with a plinking sound in a metal pan.

من دیدم که به آرامی از فورسپس او می‌افتد و با صدای کلیک در یک تابه فلزی فرود می‌آید.

Objective: To determine the analgesic effectiveness and safety of propofol anesthesia to perform forcep curettage for pregnant women with 10 13 weeks.

هدف: تعیین اثربخشی و ایمنی بیهوشی پروپوفول برای انجام کرتای فورسپس در زنان باردار با هفته های 10 تا 13.

Methods: Forcep curettage after anesthesia with propofol intravenous injection (observing group) and that with no method to relieve pain(control group).

روش‌ها: کورتژ فورسپس پس از بیهوشی با تزریق وریدی پروپوفول (گروه مشاهده) و روشی برای تسکین درد (گروه کنترل).

Injury by forceps holder is secondary, but incomplete or complete neurotmesis is rare.Open reduction is beneficial for anatomical reduction and recovery of nerve injury.

آسیب ناشی از نگهدارنده فورسپس ثانویه است، اما پارگی عصبی ناقص یا کامل نادر است. کاهش باز در کاهش آناتومیک و بهبودی آسیب عصبی مفید است.

Methods:The foreign bodies were removed under was direct laryngoscopy and tracheobronchoscopy using foreign body forceps and an effective passage was quickly established.

روش‌ها: اجسام خارجی تحت لیرنگوسکوپی مستقیم و برونکوسکوپی با استفاده از فورسپس اجسام خارجی خارج شدند و یک مسیر موثر به سرعت ایجاد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید