forebears

[ایالات متحده]/ˈfɔːbeə/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌbɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجداد؛ نیاکان

عبارات و ترکیب‌ها

honor our forebears

احترام به نیاکان

learn from forebears

درس گرفتن از نیاکان

forebears' wisdom

خرد نیاکان

forebears' legacy

میراث نیاکان

forebears' traditions

رسوم نیاکان

respect our forebears

احترام به نیاکان

forebears' contributions

همکاری‌های نیاکان

celebrate our forebears

جشن گرفتن نیاکان

forebears' influence

تاثیر نیاکان

forebears' values

ارزش‌های نیاکان

جملات نمونه

our forebears faced many challenges to build this nation.

نیاکان ما با چالش‌های بسیاری برای ساختن این ملت روبرو شدند.

we should honor the sacrifices made by our forebears.

ما باید ایثاراتی که نیاکان ما انجام داده‌اند را گرامی بداریم.

understanding our forebears' traditions can enrich our lives.

درک سنت‌های نیاکان ما می‌تواند زندگی ما را غنی کند.

many of our forebears immigrated in search of a better life.

بسیاری از نیاکان ما به دنبال زندگی بهتر مهاجرت کردند.

forebears often influence our values and beliefs.

نیاکان اغلب بر ارزش‌ها و باورهای ما تأثیر می‌گذارند.

we owe a great deal to the wisdom of our forebears.

ما وظیفه داریم قدردان خرد و حکمت نیاکان خود باشیم.

our forebears' stories are an important part of our heritage.

داستان‌های نیاکان ما بخشی مهم از میراث ما هستند.

learning about our forebears can help us appreciate our roots.

آشنایی با نیاکان ما می‌تواند به ما کمک کند تا قدر ریشه‌های خود را بدانیم.

forebears in history have paved the way for future generations.

نیاکان در طول تاریخ راه را برای نسل‌های آینده هموار کرده‌اند.

we must remember the lessons taught by our forebears.

ما باید درس‌هایی که نیاکان ما به ما آموخته‌اند را به خاطر بسپاریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید