point with forefingers
اشاره با انگشتان اشاره
hold with forefingers
نگه داشتن با انگشتان اشاره
raise forefingers
بالا بردن انگشتان اشاره
touch with forefingers
لمس کردن با انگشتان اشاره
cross forefingers
交差 انگشتان اشاره
wiggle forefingers
لرزاندن انگشتان اشاره
tap with forefingers
ضربه زدن با انگشتان اشاره
fold forefingers
تا کردن انگشتان اشاره
extend forefingers
گسترش انگشتان اشاره
wave forefingers
حرکت دادن انگشتان اشاره
she held the book with her forefingers.
او کتاب را با انگشتان اشارهاش نگه داشت.
he pointed at the map with his forefingers.
او به نقشه با انگشتان اشارهاش اشاره کرد.
she carefully typed on the keyboard with her forefingers.
او با دقت روی صفحه کلید با انگشتان اشارهاش تایپ کرد.
he balanced the glass on his forefingers.
او لیوان را روی انگشتان اشارهاش متعادل کرد.
she demonstrated the trick using her forefingers.
او این ترفند را با استفاده از انگشتان اشارهاش نشان داد.
he adjusted his glasses with his forefingers.
او عینک خود را با انگشتان اشارهاش تنظیم کرد.
she painted her nails carefully with her forefingers.
او با دقت ناخن هایش را با انگشتان اشارهاش رنگ کرد.
he picked up the delicate flower with his forefingers.
او گل ظریف را با انگشتان اشارهاش برداشت.
she pointed out the errors with her forefingers.
او اشتباهات را با انگشتان اشارهاش نشان داد.
he played the piano using only his forefingers.
او پیانو را فقط با استفاده از انگشتان اشارهاش نواخت.
point with forefingers
اشاره با انگشتان اشاره
hold with forefingers
نگه داشتن با انگشتان اشاره
raise forefingers
بالا بردن انگشتان اشاره
touch with forefingers
لمس کردن با انگشتان اشاره
cross forefingers
交差 انگشتان اشاره
wiggle forefingers
لرزاندن انگشتان اشاره
tap with forefingers
ضربه زدن با انگشتان اشاره
fold forefingers
تا کردن انگشتان اشاره
extend forefingers
گسترش انگشتان اشاره
wave forefingers
حرکت دادن انگشتان اشاره
she held the book with her forefingers.
او کتاب را با انگشتان اشارهاش نگه داشت.
he pointed at the map with his forefingers.
او به نقشه با انگشتان اشارهاش اشاره کرد.
she carefully typed on the keyboard with her forefingers.
او با دقت روی صفحه کلید با انگشتان اشارهاش تایپ کرد.
he balanced the glass on his forefingers.
او لیوان را روی انگشتان اشارهاش متعادل کرد.
she demonstrated the trick using her forefingers.
او این ترفند را با استفاده از انگشتان اشارهاش نشان داد.
he adjusted his glasses with his forefingers.
او عینک خود را با انگشتان اشارهاش تنظیم کرد.
she painted her nails carefully with her forefingers.
او با دقت ناخن هایش را با انگشتان اشارهاش رنگ کرد.
he picked up the delicate flower with his forefingers.
او گل ظریف را با انگشتان اشارهاش برداشت.
she pointed out the errors with her forefingers.
او اشتباهات را با انگشتان اشارهاش نشان داد.
he played the piano using only his forefingers.
او پیانو را فقط با استفاده از انگشتان اشارهاش نواخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید