forefingers

[ایالات متحده]/ˈfɔː.fɪŋ.ɡəz/
[بریتانیا]/ˈfɔrˌfɪŋɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع انگشت اشاره، اشاره به انگشتان اشاره هر دو دست

عبارات و ترکیب‌ها

point with forefingers

اشاره با انگشتان اشاره

hold with forefingers

نگه داشتن با انگشتان اشاره

raise forefingers

بالا بردن انگشتان اشاره

touch with forefingers

لمس کردن با انگشتان اشاره

cross forefingers

交差 انگشتان اشاره

wiggle forefingers

لرزاندن انگشتان اشاره

tap with forefingers

ضربه زدن با انگشتان اشاره

fold forefingers

تا کردن انگشتان اشاره

extend forefingers

گسترش انگشتان اشاره

wave forefingers

حرکت دادن انگشتان اشاره

جملات نمونه

she held the book with her forefingers.

او کتاب را با انگشتان اشاره‌اش نگه داشت.

he pointed at the map with his forefingers.

او به نقشه با انگشتان اشاره‌اش اشاره کرد.

she carefully typed on the keyboard with her forefingers.

او با دقت روی صفحه کلید با انگشتان اشاره‌اش تایپ کرد.

he balanced the glass on his forefingers.

او لیوان را روی انگشتان اشاره‌اش متعادل کرد.

she demonstrated the trick using her forefingers.

او این ترفند را با استفاده از انگشتان اشاره‌اش نشان داد.

he adjusted his glasses with his forefingers.

او عینک خود را با انگشتان اشاره‌اش تنظیم کرد.

she painted her nails carefully with her forefingers.

او با دقت ناخن هایش را با انگشتان اشاره‌اش رنگ کرد.

he picked up the delicate flower with his forefingers.

او گل ظریف را با انگشتان اشاره‌اش برداشت.

she pointed out the errors with her forefingers.

او اشتباهات را با انگشتان اشاره‌اش نشان داد.

he played the piano using only his forefingers.

او پیانو را فقط با استفاده از انگشتان اشاره‌اش نواخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید