foreshore

[ایالات متحده]/'fɔːʃɔː/
[بریتانیا]/'fɔrʃɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساحل، plage.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردforeshores
جمعforeshores

عبارات و ترکیب‌ها

sandy foreshore

ساحل شنی

rocky foreshore

ساحل صخره‌ای

جملات نمونه

The children played on the foreshore during low tide.

کودکان در زمان جزر و مد در ساحل بازی می‌کردند.

The foreshore is an important habitat for various marine species.

حاشیه دریا زیستگاه مهمی برای گونه‌های مختلف دریایی است.

Many people enjoy walking along the foreshore at sunset.

بسیاری از مردم از قدم زدن در امتداد ساحل در هنگام غروب لذت می‌برند.

The foreshore is a popular spot for picnics and family gatherings.

ساحل مکانی محبوب برای پیک‌نیک و دورهمی‌های خانوادگی است.

Environmentalists are concerned about the pollution affecting the foreshore.

فعال محیط زیست در مورد آلودگی که بر ساحل تأثیر می گذارد نگران هستند.

Local authorities are working to protect the foreshore from erosion.

مقامات محلی برای محافظت از ساحل در برابر فرسایش تلاش می کنند.

The foreshore provides a natural barrier against coastal storms.

ساحل یک سد طبیعی در برابر طوفان‌های ساحلی فراهم می‌کند.

Birdwatchers often visit the foreshore to observe seabirds and shorebirds.

مشاهدان پرندگان اغلب از ساحل برای مشاهده پرندگان دریایی و پرندگان ساحلی بازدید می‌کنند.

The foreshore is a dynamic ecosystem that changes with the tides.

ساحل یک اکوسیستم پویا است که با جزر و مد تغییر می‌کند.

Fishermen can be seen casting their lines from the foreshore at dawn.

می‌توان ماهیگیران را در حال انداختن چوب صید خود از ساحل در سپیده دم دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید