forgoings in life
گذشتهها در زندگی
forgoings of pleasure
گذشتههای لذت
forgoings to success
گذشتهها برای موفقیت
forgoings for growth
گذشتهها برای رشد
forgoings of comfort
گذشتههای آسایش
forgoings in relationships
گذشتهها در روابط
forgoings for goals
گذشتهها برای اهداف
forgoings of time
گذشتههای زمان
forgoings of freedom
گذشتههای آزادی
forgoings in choices
گذشتهها در انتخابها
sometimes, forgoings are necessary for greater gains.
گاهی اوقات، صرف کردنها برای رسیدن به سودهای بیشتر ضروری هستند.
his forgoings in luxury led to a more sustainable lifestyle.
صرف کردنهای او در تجملات منجر به یک سبک زندگی پایدارتر شد.
forgoings can often lead to unexpected opportunities.
صرف کردنها اغلب میتوانند منجر به فرصتهای غیرمنتظره شوند.
she made several forgoings to save money for her trip.
او برای صرفهجویی در پول برای سفرش، صرف کردنهای متعددی انجام داد.
his forgoings in social events improved his focus on work.
صرف کردنهای او در رویدادهای اجتماعی باعث بهبود تمرکز او بر کار شد.
forgoings in time management can enhance productivity.
صرف کردنها در مدیریت زمان میتواند بهرهوری را افزایش دهد.
they discussed the forgoings necessary for their project.
آنها در مورد صرف کردنهای لازم برای پروژه خود بحث کردند.
her forgoings in comfort resulted in a healthier lifestyle.
صرف کردنهای او در آسایش منجر به یک سبک زندگی سالمتر شد.
forgoings in personal time can sometimes be detrimental.
صرف کردنهای زمان شخصی گاهی اوقات میتواند مضر باشد.
he learned that forgoings could lead to personal growth.
او متوجه شد که صرف کردنها میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
forgoings in life
گذشتهها در زندگی
forgoings of pleasure
گذشتههای لذت
forgoings to success
گذشتهها برای موفقیت
forgoings for growth
گذشتهها برای رشد
forgoings of comfort
گذشتههای آسایش
forgoings in relationships
گذشتهها در روابط
forgoings for goals
گذشتهها برای اهداف
forgoings of time
گذشتههای زمان
forgoings of freedom
گذشتههای آزادی
forgoings in choices
گذشتهها در انتخابها
sometimes, forgoings are necessary for greater gains.
گاهی اوقات، صرف کردنها برای رسیدن به سودهای بیشتر ضروری هستند.
his forgoings in luxury led to a more sustainable lifestyle.
صرف کردنهای او در تجملات منجر به یک سبک زندگی پایدارتر شد.
forgoings can often lead to unexpected opportunities.
صرف کردنها اغلب میتوانند منجر به فرصتهای غیرمنتظره شوند.
she made several forgoings to save money for her trip.
او برای صرفهجویی در پول برای سفرش، صرف کردنهای متعددی انجام داد.
his forgoings in social events improved his focus on work.
صرف کردنهای او در رویدادهای اجتماعی باعث بهبود تمرکز او بر کار شد.
forgoings in time management can enhance productivity.
صرف کردنها در مدیریت زمان میتواند بهرهوری را افزایش دهد.
they discussed the forgoings necessary for their project.
آنها در مورد صرف کردنهای لازم برای پروژه خود بحث کردند.
her forgoings in comfort resulted in a healthier lifestyle.
صرف کردنهای او در آسایش منجر به یک سبک زندگی سالمتر شد.
forgoings in personal time can sometimes be detrimental.
صرف کردنهای زمان شخصی گاهی اوقات میتواند مضر باشد.
he learned that forgoings could lead to personal growth.
او متوجه شد که صرف کردنها میتوانند منجر به رشد شخصی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید