formic

[ایالات متحده]/ˈfɔːmɪk/
[بریتانیا]/ˈfɔrmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مورچه‌ها; مرتبط با اسید فرمیک

عبارات و ترکیب‌ها

formic acid

اسید فرمیک

formic protein

پروتئین فرمیک

formic insect

حشره فرمیک

formic compounds

ترکیبات فرمیک

formic behavior

رفتار فرمیک

formic substances

مواد فرمیک

formic emissions

انتشار فرمیک

formic solutions

راه حل های فرمیک

formic residues

باقی مانده های فرمیک

formic interactions

تعاملات فرمیک

جملات نمونه

formic acid is commonly used in various industries.

اسید فرمیک به طور معمول در صنایع مختلف استفاده می‌شود.

the formic compounds are essential for many chemical reactions.

ترکیبات فرمیک برای بسیاری از واکنش‌های شیمیایی ضروری هستند.

researchers are studying the properties of formic substances.

محققان در حال بررسی خواص مواد حاوی فرمیک هستند.

formic solutions can be used as a preservative.

محلول‌های فرمیک می‌توانند به عنوان یک نگهدارنده استفاده شوند.

formic is often found in the venom of certain ants.

فرمیک اغلب در سم برخی از مورچه‌ها یافت می‌شود.

we need to analyze the formic content in this sample.

ما باید محتوای فرمیک را در این نمونه تجزیه و تحلیل کنیم.

the formic odor is quite strong in the laboratory.

بوی فرمیک در آزمایشگاه بسیار قوی است.

formic acid can be produced from various natural sources.

اسید فرمیک را می‌توان از منابع طبیعی مختلف تولید کرد.

formic energy is being explored for sustainable solutions.

انرژی فرمیک در حال بررسی برای راه حل‌های پایدار است.

formic applications are expanding in the agricultural sector.

کاربردهای فرمیک در بخش کشاورزی در حال گسترش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید