He is a fortyish man with pleasing personality.
او مردی حدوداً چهل ساله با شخصیتی دلپذیر است.
and the third was a fortyish military man wearing the uniform of a high-ranking officer.
و سومي یک افسر نظامی چهل ساله بود که لباس یک افسر رتبه بالا را به تن داشت.
She looks fortyish but still has a youthful energy.
او ظاهرش چهل ساله است اما هنوز هم انرژی جوانی دارد.
He is a fortyish man with a successful career.
او مردی چهل ساله با یک شغل موفق است.
The new employee is in her fortyish and brings a fresh perspective to the team.
کارمند جدید در حدود چهل سالگی است و دیدگاه جدیدی به تیم می آورد.
They are a group of fortyish friends who meet every weekend for brunch.
آنها گروهی از دوستان چهل ساله هستند که هر آخر هفته برای صرف صبحانه با هم ملاقات می کنند.
The author's writing style appeals to a fortyish audience.
سبک نویسندگی نویسنده برای مخاطبان چهل ساله جذاب است.
She decided to pursue a new career path in her fortyish.
او تصمیم گرفت در دهه چهل زندگی خود یک مسیر شغلی جدید را دنبال کند.
The company is looking to hire a fortyish candidate for the managerial position.
شرکت به دنبال استخدام یک نامزد چهل ساله برای سمت مدیریت است.
The restaurant attracts a fortyish crowd looking for a casual dining experience.
رستوران مشتریانی چهل ساله را که به دنبال یک تجربه غذا خوردن غیررسمی هستند، جذب می کند.
She has a fortyish sense of style that is both chic and comfortable.
او حس استایل چهل ساله ای دارد که هم شیک و هم راحت است.
The conference is expected to draw a fortyish attendance from various industries.
پیش بینی می شود کنفرانس حضور پرشمار و چهل ساله ای از صنایع مختلف را به خود جذب کند.
He is a fortyish man with pleasing personality.
او مردی حدوداً چهل ساله با شخصیتی دلپذیر است.
and the third was a fortyish military man wearing the uniform of a high-ranking officer.
و سومي یک افسر نظامی چهل ساله بود که لباس یک افسر رتبه بالا را به تن داشت.
She looks fortyish but still has a youthful energy.
او ظاهرش چهل ساله است اما هنوز هم انرژی جوانی دارد.
He is a fortyish man with a successful career.
او مردی چهل ساله با یک شغل موفق است.
The new employee is in her fortyish and brings a fresh perspective to the team.
کارمند جدید در حدود چهل سالگی است و دیدگاه جدیدی به تیم می آورد.
They are a group of fortyish friends who meet every weekend for brunch.
آنها گروهی از دوستان چهل ساله هستند که هر آخر هفته برای صرف صبحانه با هم ملاقات می کنند.
The author's writing style appeals to a fortyish audience.
سبک نویسندگی نویسنده برای مخاطبان چهل ساله جذاب است.
She decided to pursue a new career path in her fortyish.
او تصمیم گرفت در دهه چهل زندگی خود یک مسیر شغلی جدید را دنبال کند.
The company is looking to hire a fortyish candidate for the managerial position.
شرکت به دنبال استخدام یک نامزد چهل ساله برای سمت مدیریت است.
The restaurant attracts a fortyish crowd looking for a casual dining experience.
رستوران مشتریانی چهل ساله را که به دنبال یک تجربه غذا خوردن غیررسمی هستند، جذب می کند.
She has a fortyish sense of style that is both chic and comfortable.
او حس استایل چهل ساله ای دارد که هم شیک و هم راحت است.
The conference is expected to draw a fortyish attendance from various industries.
پیش بینی می شود کنفرانس حضور پرشمار و چهل ساله ای از صنایع مختلف را به خود جذب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید