silk foulard
شال ابریشم
colorful foulard
شال رنگارنگ
foulard scarf
شال گردن
foulard print
طرح شال
fashion foulard
شال مد
foulard style
سبک شال
foulard knot
گره شال
foulard wrap
پوشش شال
elegant foulard
شال شیک
foulard accessory
لوازم جانبی شال
she wore a beautiful foulard around her neck.
او یک روسری زیبا دور گردنش انداخت.
the foulard adds a touch of elegance to her outfit.
روسری ظاهری شیک و باوقار به لباس او میبخشد.
he bought a silk foulard as a gift for his mother.
او یک روسری ابریشمی به عنوان هدیه برای مادرش خرید.
foulards are a popular accessory in the fashion industry.
روسریها یک لوازم جانبی محبوب در صنعت مد هستند.
she tied her hair back with a colorful foulard.
او موهایش را با یک روسری رنگارنگ بست.
he prefers to wear a foulard instead of a tie for formal events.
او ترجیح میدهد به جای کراوات، روسری بپوشد، به خصوص در رویدادهای رسمی.
foulards can be styled in various ways to suit different occasions.
میتوان روسریها را به روشهای مختلف و متناسب با مناسبتهای مختلف استایل کرد.
she chose a foulard that matched her dress perfectly.
او روسریای را انتخاب کرد که به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.
a foulard can be a versatile piece in your wardrobe.
یک روسری میتواند یک قطعهی متنوع در کمد لباس شما باشد.
he draped the foulard over his shoulders for a stylish look.
او روسری را دور شانههایش انداخت تا ظاهری شیک داشته باشد.
silk foulard
شال ابریشم
colorful foulard
شال رنگارنگ
foulard scarf
شال گردن
foulard print
طرح شال
fashion foulard
شال مد
foulard style
سبک شال
foulard knot
گره شال
foulard wrap
پوشش شال
elegant foulard
شال شیک
foulard accessory
لوازم جانبی شال
she wore a beautiful foulard around her neck.
او یک روسری زیبا دور گردنش انداخت.
the foulard adds a touch of elegance to her outfit.
روسری ظاهری شیک و باوقار به لباس او میبخشد.
he bought a silk foulard as a gift for his mother.
او یک روسری ابریشمی به عنوان هدیه برای مادرش خرید.
foulards are a popular accessory in the fashion industry.
روسریها یک لوازم جانبی محبوب در صنعت مد هستند.
she tied her hair back with a colorful foulard.
او موهایش را با یک روسری رنگارنگ بست.
he prefers to wear a foulard instead of a tie for formal events.
او ترجیح میدهد به جای کراوات، روسری بپوشد، به خصوص در رویدادهای رسمی.
foulards can be styled in various ways to suit different occasions.
میتوان روسریها را به روشهای مختلف و متناسب با مناسبتهای مختلف استایل کرد.
she chose a foulard that matched her dress perfectly.
او روسریای را انتخاب کرد که به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.
a foulard can be a versatile piece in your wardrobe.
یک روسری میتواند یک قطعهی متنوع در کمد لباس شما باشد.
he draped the foulard over his shoulders for a stylish look.
او روسری را دور شانههایش انداخت تا ظاهری شیک داشته باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید