foulards

[ایالات متحده]/fuːˈlɑːd/
[بریتانیا]/fuˈlɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شال یا کراوات نازک و نرم از ابریشم؛ پارچه ابریشمی سبک

عبارات و ترکیب‌ها

silk foulard

شال ابریشم

colorful foulard

شال رنگارنگ

foulard scarf

شال گردن

foulard print

طرح شال

fashion foulard

شال مد

foulard style

سبک شال

foulard knot

گره شال

foulard wrap

پوشش شال

elegant foulard

شال شیک

foulard accessory

لوازم جانبی شال

جملات نمونه

she wore a beautiful foulard around her neck.

او یک روسری زیبا دور گردنش انداخت.

the foulard adds a touch of elegance to her outfit.

روسری ظاهری شیک و باوقار به لباس او می‌بخشد.

he bought a silk foulard as a gift for his mother.

او یک روسری ابریشمی به عنوان هدیه برای مادرش خرید.

foulards are a popular accessory in the fashion industry.

روسری‌ها یک لوازم جانبی محبوب در صنعت مد هستند.

she tied her hair back with a colorful foulard.

او موهایش را با یک روسری رنگارنگ بست.

he prefers to wear a foulard instead of a tie for formal events.

او ترجیح می‌دهد به جای کراوات، روسری بپوشد، به خصوص در رویدادهای رسمی.

foulards can be styled in various ways to suit different occasions.

می‌توان روسری‌ها را به روش‌های مختلف و متناسب با مناسبت‌های مختلف استایل کرد.

she chose a foulard that matched her dress perfectly.

او روسری‌ای را انتخاب کرد که به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.

a foulard can be a versatile piece in your wardrobe.

یک روسری می‌تواند یک قطعه‌ی متنوع در کمد لباس شما باشد.

he draped the foulard over his shoulders for a stylish look.

او روسری را دور شانه‌هایش انداخت تا ظاهری شیک داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید