founders

[ایالات متحده]/ˈfaʊndəz/
[بریتانیا]/ˈfaʊndərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که چیزی را تأسیس یا ایجاد می‌کنند؛ مبدعان یا خالقان

عبارات و ترکیب‌ها

company founders

تأسیس‌کنندگان شرکت

founders meeting

جلسه بنیان‌گذاران

founders fund

صندوق بنیان‌گذاران

founders agreement

توافق‌نامه بنیان‌گذاران

founders club

باشگاه بنیان‌گذاران

founders network

شبکه بنیان‌گذاران

founders program

برنامه بنیان‌گذاران

founders story

داستان بنیان‌گذاران

founders vision

چشم‌انداز بنیان‌گذاران

founders legacy

میراث بنیان‌گذاران

جملات نمونه

the founders of the company had a vision for innovation.

تأسیس‌کنندگان شرکت، چشم‌اندازی برای نوآوری داشتند.

many founders face challenges when starting a business.

بسیاری از بنیان‌گذاران هنگام شروع یک کسب و کار با چالش‌هایی روبرو هستند.

successful founders often share their experiences with others.

بنیان‌گذاران موفق اغلب تجربیات خود را با دیگران به اشتراک می‌گذارند.

the founders established a strong company culture.

تأسیس‌کنندگان یک فرهنگ شرکت قوی ایجاد کردند.

founders must be adaptable to changing market conditions.

بنیان‌گذاران باید با شرایط متغیر بازار سازگار باشند.

many founders seek mentorship to guide their journey.

بسیاری از بنیان‌گذاران به دنبال راهنمایی هستند تا مسیر خود را هدایت کنند.

the founders' dedication was crucial to the startup's success.

تعهد بنیان‌گذاران برای موفقیت استارت‌آپ بسیار مهم بود.

founders often invest their own money into their startups.

بنیان‌گذاران اغلب پول خود را در استارت‌آپ‌های خود سرمایه‌گذاری می‌کنند.

networking is essential for founders to grow their businesses.

شبکه‌سازی برای رشد کسب و کار بنیان‌گذاران ضروری است.

founders should prioritize building a strong team.

بنیان‌گذاران باید اولویت خود را ایجاد یک تیم قوی قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید