originators

[ایالات متحده]/ˌɒrɪˈdʒɪneɪtəz/
[بریتانیا]/ˌɔːrɪˈdʒɪneɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خالقان یا آغازکنندگان؛ بنیانگذاران یا پیشگامان؛ علل یا منابع

عبارات و ترکیب‌ها

original originators

نوآوران اصلی

creative originators

نوآوران خلاق

artistic originators

نوآوران هنری

innovative originators

نوآوران نوآور

primary originators

نوآوران اصلی

notable originators

نوآوران قابل توجه

leading originators

نوآوران پیشرو

key originators

نوآوران کلیدی

historical originators

نوآوران تاریخی

digital originators

نوآوران دیجیتال

جملات نمونه

the originators of the project were recognized for their innovative ideas.

نوآوران پروژه به خاطر ایده‌های نوآورانه خود مورد شناسایی قرار گرفتند.

many originators struggle to get their ideas off the ground.

بسیاری از نوآوران برای به ثمر رساندن ایده‌های خود تلاش می‌کنند.

originators often face challenges in securing funding.

نوآوران اغلب با چالش‌های تامین بودجه مواجه هستند.

the originators presented their findings at the conference.

نوآوران یافته‌های خود را در کنفرانس ارائه کردند.

successful originators are often great storytellers.

نوآوران موفق اغلب داستان‌گوهای خوبی هستند.

originators must be willing to take risks to succeed.

نوآوران باید برای موفقیت ریسک‌پذیر باشند.

collaboration among originators can lead to groundbreaking results.

همکاری بین نوآوران می‌تواند منجر به نتایج نوآورانه شود.

many originators are inspired by their personal experiences.

بسیاری از نوآوران از تجربیات شخصی خود الهام می‌گیرند.

originators play a crucial role in the development of new technologies.

نوآوران نقش مهمی در توسعه فناوری‌های جدید ایفا می‌کنند.

networking is essential for originators to share their ideas.

شبکه‌سازی برای نوآوران به اشتراک گذاشتن ایده‌های خود ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید