foundries

[ایالات متحده]/ˈfaʊndriz/
[بریتانیا]/ˈfaʊndriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌هایی که قالب‌های فلزی ساخته می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

metal foundries

کارخانه‌های ریخته‌گری فلز

iron foundries

کارخانه‌های ریخته‌گری آهن

foundries industry

صنعت ریخته‌گری

foundries workers

کارگران ریخته‌گری

foundries equipment

تجهیزات ریخته‌گری

foundries process

فرآیند ریخته‌گری

foundries production

تولید ریخته‌گری

foundries technology

فناوری ریخته‌گری

foundries supply

تامین ریخته‌گری

foundries materials

مواد ریخته‌گری

جملات نمونه

many foundries specialize in metal casting.

بسیاری از کارخانه‌های ریخته‌گری در زمینه ریخته‌گری فلز تخصص دارند.

foundries are essential for manufacturing various components.

کارخانه‌های ریخته‌گری برای تولید قطعات مختلف ضروری هستند.

the foundries in this region are known for their quality.

کارخانه‌های ریخته‌گری در این منطقه به دلیل کیفیت خود مشهور هستند.

modern foundries use advanced technology for production.

کارخانه‌های ریخته‌گری مدرن از فناوری پیشرفته برای تولید استفاده می‌کنند.

foundries often face challenges in meeting demand.

کارخانه‌های ریخته‌گری اغلب با چالش‌های پاسخگویی به تقاضا روبرو هستند.

some foundries offer custom casting services.

برخی از کارخانه‌های ریخته‌گری خدمات ریخته‌گری سفارشی ارائه می‌دهند.

environmental regulations impact the operations of foundries.

مقررات زیست‌محیطی بر فعالیت‌های کارخانه‌های ریخته‌گری تأثیر می‌گذارد.

foundries play a key role in the automotive industry.

کارخانه‌های ریخته‌گری نقش کلیدی در صنعت خودروسازی ایفا می‌کنند.

the foundries are located near major transportation hubs.

کارخانه‌های ریخته‌گری در نزدیکی مراکز حمل و نقل اصلی واقع شده‌اند.

investing in foundries can boost local economies.

سرمایه‌گذاری در کارخانه‌های ریخته‌گری می‌تواند اقتصاد محلی را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید