fourteen thousand
هزار و چهارده
in the fourteen forties
در دهه چهارده
at fourteen he began to work as a postman.
در سن چهارده سالگی، او شروع به کار به عنوان یک پستچی کرد.
all fourteen of us were seated.
همه ما چهارده نفر نشسته بودیم.
he was fourteen years old.
او چهارده سال داشت.
at fourteen you move up to the seniors.
در سن چهارده سالگی، شما به رده سنی ارشدها منتقل می شوید.
a fourteen-year-old wisp of a girl.
یک دختر چهارده ساله، بسیار نحیف.
a young teenager of fourteen
یک نوجوان چهارده ساله
I put the weight at about fourteen pounds.
وزن را حدوداً چهارده پوند تخمین زدم.
He reached puberty at the age of fourteen.
او در سن چهارده سالگی به بلوغ رسید.
So far there have been fourteen arrests all told.
تا کنون، در مجموع چهارده دستگیری صورت گرفته است.
they had spent fourteen days in solitary confinement.
آنها چهارده روز را در حبس انفرادی گذرانده بودند.
they dismissed Bolton for a mere fourteen runs.
آنها بولتون را با چهارده امتیاز کسب کرد طرد کردند.
I asked you to multiply fourteen by nineteen.
از شما خواستم که چهارده را در نوزده ضرب کنید.
article headings will be set in Times fourteen point.
عنوان مقالات با فونت تایمز، اندازه ۱۴ تنظیم خواهد شد.
the work had to be done in a time frame of fourteen working days.
این کار باید در یک بازه زمانی چهارده روز کاری انجام شود.
Billy is fourteen years old and in the ninth grade.
بیلی چهارده سال دارد و در پایه نهم تحصیل می کند.
At the age of fourteen John really began to sprout up.
در سن چهارده سالگی، جان واقعاً شروع به رشد کرد.
I was going on fourteen when I went to my first gig.
من تقریباً چهارده ساله بودم که به اولین کنسرتم رفتم.
She’s only fourteen, but she swears like a trooper.
او فقط چهارده سال دارد، اما مثل یک سرباز حرف می زند.
fourteen thousand
هزار و چهارده
in the fourteen forties
در دهه چهارده
at fourteen he began to work as a postman.
در سن چهارده سالگی، او شروع به کار به عنوان یک پستچی کرد.
all fourteen of us were seated.
همه ما چهارده نفر نشسته بودیم.
he was fourteen years old.
او چهارده سال داشت.
at fourteen you move up to the seniors.
در سن چهارده سالگی، شما به رده سنی ارشدها منتقل می شوید.
a fourteen-year-old wisp of a girl.
یک دختر چهارده ساله، بسیار نحیف.
a young teenager of fourteen
یک نوجوان چهارده ساله
I put the weight at about fourteen pounds.
وزن را حدوداً چهارده پوند تخمین زدم.
He reached puberty at the age of fourteen.
او در سن چهارده سالگی به بلوغ رسید.
So far there have been fourteen arrests all told.
تا کنون، در مجموع چهارده دستگیری صورت گرفته است.
they had spent fourteen days in solitary confinement.
آنها چهارده روز را در حبس انفرادی گذرانده بودند.
they dismissed Bolton for a mere fourteen runs.
آنها بولتون را با چهارده امتیاز کسب کرد طرد کردند.
I asked you to multiply fourteen by nineteen.
از شما خواستم که چهارده را در نوزده ضرب کنید.
article headings will be set in Times fourteen point.
عنوان مقالات با فونت تایمز، اندازه ۱۴ تنظیم خواهد شد.
the work had to be done in a time frame of fourteen working days.
این کار باید در یک بازه زمانی چهارده روز کاری انجام شود.
Billy is fourteen years old and in the ninth grade.
بیلی چهارده سال دارد و در پایه نهم تحصیل می کند.
At the age of fourteen John really began to sprout up.
در سن چهارده سالگی، جان واقعاً شروع به رشد کرد.
I was going on fourteen when I went to my first gig.
من تقریباً چهارده ساله بودم که به اولین کنسرتم رفتم.
She’s only fourteen, but she swears like a trooper.
او فقط چهارده سال دارد، اما مثل یک سرباز حرف می زند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید