foxinesses

[ایالات متحده]/ˈfɒksɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈfɑksɪnəsɪz/

ترجمه

n. ویژگی زیرک یا مکار بودن؛ حالت داشتن نشانه‌هایی شبیه به آنچه در روباه وجود دارد؛ ویژگی شبیه به روباه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

foxinesses abound

فریبکاری‌ها فراوان هستند

embrace foxinesses

آغوش فریبکاری‌ها

celebrate foxinesses

جشن فریبکاری‌ها

foxinesses revealed

فریبکاری‌ها آشکار شد

explore foxinesses

کاوش در فریبکاری‌ها

understand foxinesses

درک فریبکاری‌ها

appreciate foxinesses

قدردانی از فریبکاری‌ها

define foxinesses

تعریف فریبکاری‌ها

foxinesses and charm

فریبکاری‌ها و جذابیت

foxinesses in nature

فریبکاری‌ها در طبیعت

جملات نمونه

the foxinesses of her personality make her quite charming.

ویژگی‌های زیرکانه و جذاب شخصیتی او باعث می‌شود که بسیار دلربا باشد.

his foxinesses in negotiations often lead to better deals.

حضور ذکاوسازی او در مذاکرات اغلب منجر به معاملات بهتر می‌شود.

she displayed her foxinesses during the competition.

او در طول مسابقه، ویژگی‌های زیرکانه خود را نشان داد.

people admired the foxinesses of the marketing strategy.

مردم از ویژگی‌های زیرکانه استراتژی بازاریابی تحسین کردند.

his foxinesses were evident in the way he handled the situation.

ویژگی‌های زیرکانه او در نحوه برخوردش با این موضوع آشکار بود.

the foxinesses of the plan surprised everyone.

ویژگی‌های زیرکانه طرح همه را غافلگیر کرد.

her foxinesses in fashion choices set trends.

ویژگی‌های زیرکانه او در انتخاب لباس‌ها روندها را تعیین کرد.

they appreciated the foxinesses of his storytelling.

آنها از ویژگی‌های زیرکانه داستان‌سرای او قدردانی کردند.

his foxinesses in sports made him a formidable opponent.

ویژگی‌های زیرکانه او در ورزش او را به یک حریف سرسخت تبدیل کرد.

the foxinesses of the character added depth to the story.

ویژگی‌های زیرکانه شخصیت به داستان عمق بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید