framers

[ایالات متحده]/'fræmə/
[بریتانیا]/ˈfremɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خالق؛ برنامه‌ریز
v. طراحی چارچوب.

عبارات و ترکیب‌ها

picture framer

چهارچوب‌ساز

جملات نمونه

a picture framer; a framer of new laws.

یک قاب‌ساز؛ طراح قوانین جدید

The intent of the framers of the 14th amendment does not show that they intended to make miscegenation laws unconstitutional.

قصد قانون‌گذاران متمم چهاردهم نشان نمی‌دهد که آنها قصد داشتند قوانین هم‌رقصی را غیرقانونی کنند.

The framer carefully positioned the artwork on the wall.

طراح با دقت اثر هنری را روی دیوار قرار داد.

The framer selected a beautiful frame for the painting.

طراح یک قاب زیبا برای نقاشی انتخاب کرد.

The framer specializes in custom framing for clients.

طراح در زمینه قاب‌سازی سفارشی برای مشتریان تخصص دارد.

The framer uses high-quality materials to protect the artwork.

طراح از مواد با کیفیت بالا برای محافظت از اثر هنری استفاده می‌کند.

The framer adjusted the framing to enhance the overall presentation.

طراح قاب را تنظیم کرد تا ارائه کلی را بهبود بخشد.

The framer offers a variety of framing options to choose from.

طراح انواع گزینه‌های قاب‌سازی را برای انتخاب ارائه می‌دهد.

The framer's workshop is filled with frames of all sizes and styles.

کارگاه طراح پر از قاب‌هایی با اندازه‌ها و سبک‌های مختلف است.

The framer takes pride in their craftsmanship and attention to detail.

طراح به مهارت و توجه به جزئیات خود افتخار می‌کند.

The framer collaborates with artists to create unique framing designs.

طراح با هنرمندان همکاری می‌کند تا طرح‌های قاب‌سازی منحصر به فرد ایجاد کند.

The framer's expertise lies in preserving and showcasing artwork through framing.

تخصص طراح در حفظ و به نمایش درآوردن آثار هنری از طریق قاب‌سازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید