frames a picture
قاب عکس
frames of reference
چارچوب مرجع
frames the issue
مسئله را چارچوب میکند
frames around
اطراف قاب
framed mirror
آینه قابدار
frames the debate
بحث را چارچوب میکند
frames in place
در جای خود قاب
frames the narrative
داستان را چارچوب میکند
frames of time
چارچوب زمانی
frames the discussion
بحث را چارچوب میکند
the gallery uses ornate gold frames to display the paintings.
گالری از قابهای طلایی و تزئینی برای نمایش نقاشیها استفاده میکند.
we need to frame the issue in a way that resonates with voters.
ما باید مسئله را به گونهای مطرح کنیم که با رایدهندگان همخوانی داشته باشد.
the detective tried to frame him for the crime, but failed.
مامور پلیس سعی کرد او را به دروغ به جرم متهم کند، اما موفق نشد.
she framed her daughter's graduation photo on the wall.
او عکس فارغالتحصیلی دخترش را روی دیوار قاب کرد.
the house has a beautiful view, framed by the surrounding trees.
خانه دارای منظرهای زیبا است که توسط درختان اطراف قاب شده است.
the company is trying to frame the narrative around sustainability.
شرکت در تلاش است تا روایت را حول محور پایداری شکل دهد.
he framed the question in a leading way to influence the answer.
او سؤال را به روشی هدایتکننده مطرح کرد تا بر پاسخ تأثیر بگذارد.
the door frame was damaged during the storm.
قاب در بسته در طول طوفان آسیب دید.
the news report framed the situation as a political scandal.
گزارش خبری وضعیت را به عنوان یک رسوایی سیاسی نشان داد.
they used a complex legal frame to challenge the ruling.
آنها از یک چارچوب قانونی پیچیده برای به چالش کشیدن حکم استفاده کردند.
the photographer framed the shot perfectly, capturing the sunset.
عکاس عکس را به طور کامل قاب کرد و غروب خورشید را به تصویر کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید