francolin

[ایالات متحده]/fræŋˈkɒlɪn/
[بریتانیا]/fræŋˈkoʊlɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی قرقاول؛ جنس قرقاول‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

francolin bird

پرندهFrancolin

francolin species

گونهFrancolin

francolin habitat

زیستگاهFrancolin

francolin call

صدایFrancolin

francolin hunting

شکار Francolin

francolin population

جمعیت Francolin

francolin behavior

رفتار Francolin

francolin feathers

پرهای Francolin

francolin conservation

حفظ Francolin

francolin nest

لانه Francolin

جملات نمونه

the francolin is a popular game bird in many regions.

مرغ شاپرکلی پرنده بازی محبوبی در بسیاری از مناطق است.

many hunters seek out the elusive francolin during the season.

بسیاری از شکارچیان در طول فصل به دنبال مرغ شاپرکلی غیرقابل دسترس می‌گردند.

the francolin's distinctive call can be heard at dawn.

صدای مشخص و متمایز مرغ شاپرکلی را می‌توان در سپیده دم شنید.

in some cultures, francolin is considered a delicacy.

در برخی فرهنگ‌ها، مرغ شاپرکلی به عنوان غذای لذیذ در نظر گرفته می‌شود.

conservation efforts are important for the francolin's habitat.

تلاش‌های حفاظتی برای زیستگاه مرغ شاپرکلی مهم هستند.

birdwatchers often travel to see the colorful francolin.

مشاهدان پرندگان اغلب برای دیدن مرغ شاپرکلی رنگارنگ سفر می‌کنند.

the francolin thrives in grasslands and open forests.

مرغ شاپرکلی در مراتع و جنگل‌های باز به خوبی رشد می‌کند.

young francolins are able to fly shortly after hatching.

جوجه‌های مرغ شاپرکلی بلافاصله پس از تخم بیرون آمدن قادر به پرواز هستند.

many people enjoy photographing the beautiful francolin.

بسیاری از مردم از عکاسی از مرغ شاپرکلی زیبا لذت می‌برند.

the francolin's plumage is often used in traditional crafts.

پرز مرغ شاپرکلی اغلب در صنایع دستی سنتی استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید