frapping

[ایالات متحده]/ˈfræpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfræpɪŋ/

ترجمه

n. طنابی که برای بستن استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

frapping line

خط فِرپینگ

frapping strap

کمربند فِرپینگ

frapping tape

نوار فِرپینگ

frapping knot

گره فِرپینگ

frapping wire

سیم فِرپینگ

frapping technique

تکنیک فِرپینگ

frapping method

روش فِرپینگ

frapping equipment

تجهیزات فِرپینگ

frapping process

فرآیند فِرپینگ

frapping system

سیستم فِرپینگ

جملات نمونه

he was frapping the package tightly to prevent any damage.

او بسته‌بندی را محکم بسته بود تا از هرگونه آسیب جلوگیری کند.

they are frapping the materials together for the construction project.

آنها در حال بسته‌بندی مواد برای پروژه ساختمانی هستند.

she was frapping the cords to keep them organized.

او سیم‌ها را برای حفظ نظم آن‌ها بسته‌بندی می‌کرد.

the workers were frapping the boxes for shipment.

کارگران جعبه‌ها را برای ارسال بسته‌بندی می‌کردند.

he learned how to frap the sails correctly on the boat.

او یاد گرفت که چگونه به درستی بادبان‌ها را روی قایق بسته‌بندی کند.

frapping the ropes securely is crucial for safety.

بسته‌بندی محکم طناب‌ها برای ایمنی بسیار مهم است.

we spent the afternoon frapping the decorations for the party.

ما بعد از ظهر را برای بسته‌بندی تزئینات برای مهمانی گذراندیم.

she was frapping the fishing lines to avoid tangling.

او در حال بسته‌بندی نخ‌های ماهیگیری برای جلوگیری از گره خوردن بود.

after frapping the items, they loaded them onto the truck.

پس از بسته‌بندی اقلام، آن‌ها آن‌ها را به کامیون بار کردند.

he enjoys frapping his hiking gear before a trip.

او از بسته‌بندی وسایل پیاده‌روی خود قبل از سفر لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید