iced coffee
قهوه سرد
iced tea
چای یخی
iced latte
لاته یخی
iced water
آب یخی
jugs of iced water.
لیوانهای آب یخ
The pond was iced over.
گودال پر از یخ بود.
She iced the cake.
او کیک را یخ زد.
a man had been iced by the police.
مرد توسط پلیس دستگیر شده بود.
The pond iced over in November.
گودال در ماه نوامبر یخ زد.
a tall glass of iced tea.
یک لیوان بلند چای یخ زده.
The windshield has iced up.
شیشه جلو یخ زده است.
The horse flounced on the slippery iced path.
اسب روی مسیر یخی لغزنده با حالتی عصبی حرکت کرد.
The lake iced over during the night.
دریاچه در طول شب یخ زد.
The pond iced over during the night.
گودال در طول شب یخ زد.
The hostess iced a bottle of beer.
میهماندار یک بطری آبجو را سرد کرد.
His refusal iced our enthusiasm.
رد او شور ما را از بین برد.
airplanes are de-iced before take-off.
هواپیماها قبل از برخاستن یخ زدایی می شوند.
The thick ice has iced the windshields up.
یخ ضخیم شیشه های جلو را یخ زده است.
The water iced the water pipes up.
آب لوله های آب را یخ زد.
The water pipes are all iced up.
همه لوله های آب یخ زده اند.
The road becomes treacherous when it is iced up.
جاده زمانی که یخ زده است خطرناک می شود.
I've played ice hockey on rivers, ponds, and iced barnyards.
من در رودخانهها، حوضچهها و حیاطهای مزرعه یخزده هاکی روی یخ بازی کردهام.
to peel fruit, cover with boiling water and then plunge them into iced water.
برای پوست کندن میوه، آن را با آب جوش بپوشانید و سپس در آب یخ زده غوطه ور کنید.
Soak the affected area in iced 0.24%Hyamine 1662 (benzethonium chloride)solution.
منطقه آسیب دیده را در محلول یخ زده 0.24%Hyamine 1662 (کلرید بنزتونیوم) خیس کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید