freediving

[ایالات متحده]/ˈfriːˌdaɪvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfriːˌdaɪvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی غواصی زیر آب که به توانایی غواص در نگه داشتن نفس خود تکیه دارد؛ عمل غواصی بدون استفاده از تجهیزات تنفسی

عبارات و ترکیب‌ها

freediving training

آموزش غواصی آزاد

freediving competition

مسابقه غواصی آزاد

freediving gear

تجهیزات غواصی آزاد

freediving safety

ایمنی غواصی آزاد

freediving techniques

تکنیک‌های غواصی آزاد

freediving courses

دوره‌های غواصی آزاد

freediving experience

تجربه غواصی آزاد

freediving community

جامعه غواصی آزاد

freediving instructor

مربی غواصی آزاد

freediving adventure

ماجراجویی غواصی آزاد

جملات نمونه

freediving is a thrilling sport that requires training.

غواصی آزاد یک ورزش هیجان انگیز است که نیاز به آموزش دارد.

many people find peace while freediving in the ocean.

بسیاری از افراد در هنگام غواصی آزاد در اقیانوس آرامش پیدا می کنند.

freediving competitions attract participants from around the world.

مسابقات غواصی آزاد شرکت کنندگان را از سراسر جهان جذب می کند.

safety is crucial when practicing freediving.

ایمنی هنگام تمرین غواصی آزاد بسیار مهم است.

she enjoys the challenge of deep freediving.

او از چالش غواصی آزاد عمیق لذت می برد.

freediving requires both mental and physical preparation.

غواصی آزاد نیاز به آمادگی ذهنی و جسمانی دارد.

he took a freediving course to improve his skills.

او برای بهبود مهارت های خود در یک دوره غواصی آزاد شرکت کرد.

freediving allows you to explore marine life up close.

غواصی آزاد به شما این امکان را می دهد که حیات دریایی را از نزدیک کاوش کنید.

freediving can be a meditative experience for many.

غواصی آزاد می تواند یک تجربه مراقبه ای برای بسیاری از افراد باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید