friedcakes

[ایالات متحده]/ˈfraɪdkeɪk/
[بریتانیا]/ˈfraɪdkeɪk/

ترجمه

n. نوعی کیک که در روغن سرخ شده است؛ یک شیرینی خمیری سرخ شده.

عبارات و ترکیب‌ها

friedcake shop

فروشگاه کیک سرخ شده

friedcake stand

غرفه کیک سرخ شده

friedcake recipe

دستور تهیه کیک سرخ شده

friedcake vendor

فروشنده کیک سرخ شده

friedcake festival

جشنواره کیک سرخ شده

friedcake batter

مایه کیک سرخ شده

friedcake toppings

مواد روی کیک سرخ شده

friedcake flavor

طعم کیک سرخ شده

friedcake lover

عاشق کیک سرخ شده

friedcake delight

کیک سرخ شده خوشمزه

جملات نمونه

she loves to eat friedcake for breakfast.

او عاشق خوردن کیک سرخ شده برای صبحانه است.

friedcake is a popular snack in many cultures.

کیک سرخ شده یک میان وعده محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.

they served friedcake at the festival.

آنها کیک سرخ شده را در جشنواره سرو کردند.

he learned how to make friedcake from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه کیک سرخ شده را از مادربزرگش درست کند.

friedcake can be filled with various sweet or savory ingredients.

کیک سرخ شده را می توان با مواد مختلف شیرین یا شور پر کرد.

we decided to try the famous friedcake at the local market.

ما تصمیم گرفتیم کیک سرخ شده معروف را در بازار محلی امتحان کنیم.

friedcake is often served with a side of dipping sauce.

کیک سرخ شده اغلب با سس دیپ سرو می شود.

she prefers her friedcake crispy and golden brown.

او ترجیح می دهد کیک سرخ شده او ترد و طلایی قهوه ای باشد.

they shared a plate of friedcake while chatting.

آنها در حین صحبت کردن یک بشقاب کیک سرخ شده با هم تقسیم کردند.

friedcake is a delightful treat for any occasion.

کیک سرخ شده یک خوراکی دلپذیر برای هر مناسبتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید