| شکل سوم شخص مفرد | fritters |
| قسمت سوم فعل | frittered |
| زمان گذشته | frittered |
| صفت یا فعل حال استمراری | frittering |
| جمع | fritters |
apple fritter
تهیه سیبزمینی سرخ شده
banana fritter
تهیه موز سرخ شده
crispy fritter
سیبزمینی سرخ شده ترد
fritter away
تلنگر زدن
they become frittered into minute tatters.
آنها به تکه های بسیار ریز تبدیل می شوند.
to fritter your money
پول خود را هدر دادن
frittering away her entire allowance;
هدر دادن کل کمک هزینه اش;
frittered his inheritance away.See Synonyms at waste
ارثیه خود را هدر داد. برای مترادف ها به هدر رفتن مراجعه کنید
I wish we hadn't frittered the money away so easily.
خوشحال بودم که آنقدرها به راحتی پول را هدر نکردیم.
He’s frittered away the money his father left him.
او پولی را که پدرش برایش گذاشته بود، هدر داده است.
She fritters away all her money on clothes and trips to the cinema.
او تمام پول خود را برای لباس و سفر به سینما هدر می دهد.
apple fritter
تهیه سیبزمینی سرخ شده
banana fritter
تهیه موز سرخ شده
crispy fritter
سیبزمینی سرخ شده ترد
fritter away
تلنگر زدن
they become frittered into minute tatters.
آنها به تکه های بسیار ریز تبدیل می شوند.
to fritter your money
پول خود را هدر دادن
frittering away her entire allowance;
هدر دادن کل کمک هزینه اش;
frittered his inheritance away.See Synonyms at waste
ارثیه خود را هدر داد. برای مترادف ها به هدر رفتن مراجعه کنید
I wish we hadn't frittered the money away so easily.
خوشحال بودم که آنقدرها به راحتی پول را هدر نکردیم.
He’s frittered away the money his father left him.
او پولی را که پدرش برایش گذاشته بود، هدر داده است.
She fritters away all her money on clothes and trips to the cinema.
او تمام پول خود را برای لباس و سفر به سینما هدر می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید