| جمع | frijoles |
black frijole
لوبیا سیاه
frijole dip
دپ لوبیا
frijole soup
سوپ لوبیا
frijole tacos
تاکو لوبیا
refried frijole
لوبیا سرخ شده
frijole salad
سالاد لوبیا
frijole burrito
بوریتو لوبیا
spicy frijole
لوبیا تند
frijole bowl
کاسه لوبیا
frijole platter
سینی لوبیا
frijole is a staple in many latin american diets.
فریخوله یک غذای اصلی در بسیاری از رژیمهای غذایی آمریکای لاتین است.
i love making frijole soup on cold days.
من عاشق درست کردن سوپ فریخوله در روزهای سرد هستم.
frijole tacos are my favorite snack.
تاکو فریخوله مورد علاقه من برای میان وعده است.
she added frijole to the salad for extra protein.
او برای افزایش پروتئین فریخوله به سالاد اضافه کرد.
we had a frijole and cheese burrito for lunch.
ما برای ناهار بوریتوی فریخوله و پنیر داشتیم.
frijole can be served as a side dish or a main course.
فریخوله را میتوان به عنوان یک غذای جانبی یا غذای اصلی سرو کرد.
he prefers black frijole over pinto frijole.
او ترجیح میدهد فریخوله سیاه را نسبت به فریخوله پینتو.
frijole is often used in traditional mexican cooking.
فریخوله اغلب در آشپزی سنتی مکزیکی استفاده میشود.
she prepared a delicious frijole dip for the party.
او یک غذای خوشمزه فریخوله برای مهمانی آماده کرد.
frijole salads are refreshing and nutritious.
سالاد فریخوله با طراوت و مغذی است.
black frijole
لوبیا سیاه
frijole dip
دپ لوبیا
frijole soup
سوپ لوبیا
frijole tacos
تاکو لوبیا
refried frijole
لوبیا سرخ شده
frijole salad
سالاد لوبیا
frijole burrito
بوریتو لوبیا
spicy frijole
لوبیا تند
frijole bowl
کاسه لوبیا
frijole platter
سینی لوبیا
frijole is a staple in many latin american diets.
فریخوله یک غذای اصلی در بسیاری از رژیمهای غذایی آمریکای لاتین است.
i love making frijole soup on cold days.
من عاشق درست کردن سوپ فریخوله در روزهای سرد هستم.
frijole tacos are my favorite snack.
تاکو فریخوله مورد علاقه من برای میان وعده است.
she added frijole to the salad for extra protein.
او برای افزایش پروتئین فریخوله به سالاد اضافه کرد.
we had a frijole and cheese burrito for lunch.
ما برای ناهار بوریتوی فریخوله و پنیر داشتیم.
frijole can be served as a side dish or a main course.
فریخوله را میتوان به عنوان یک غذای جانبی یا غذای اصلی سرو کرد.
he prefers black frijole over pinto frijole.
او ترجیح میدهد فریخوله سیاه را نسبت به فریخوله پینتو.
frijole is often used in traditional mexican cooking.
فریخوله اغلب در آشپزی سنتی مکزیکی استفاده میشود.
she prepared a delicious frijole dip for the party.
او یک غذای خوشمزه فریخوله برای مهمانی آماده کرد.
frijole salads are refreshing and nutritious.
سالاد فریخوله با طراوت و مغذی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید