fringed dress
لباس لبهدار
fringed curtains
پرده لبهدار
fringed iris
زنبق لبهدار
fringed iris herb
گیاه زنبق لبهدار
fringed pink
صورتی لبهدار
Ferns fringed the pool.
سرخسها حاشیه استخر را پوشانده بودند.
the sea is fringed by palm trees.
دریا با درختان نخل احاطه شده است.
The weaver fringed the edge of the scarf.
بافتگر حاشیه شال را تزئین کرد.
a rich robe of gold, fringed with black velvet.
یک لباس طلایی غنی که با مخمل سیاه تزئین شده است.
A line of trees fringed the pool.
یک خط درختان حاشیه استخر را تشکیل داده بود.
Lines of trees fringed the river.
خطوطی از درختان حاشیه رودخانه را تشکیل داده بودند.
In midmost of the stream, embraced in the weir's shimmering arm-spread, a small island lay anchored, fringed close with willow and silver birch and alder.
در وسط جریان، در آغوش بازوی درخشان سد، یک جزیره کوچک لنگر انداخت و با درختان ویلو، توس نقره ای و توس احاطه شده بود.
Goldenrod and asters fringed the mossy walls.
گلهای طلایی و استرها حاشیه دیوارهای پوشیده از خزهها بودند.
منبع: Little Women (Bilingual Edition)Gentians fringed, like eyes of blue, Glimmer out of sleety dew.
جنتینها، مانند چشمان آبی، درخشان بودند و از شبنم یخی بیرون میزدند.
منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary SchoolsFor answer Holmes pushed back the frill of black lace which fringed the hand that lay upon our visitor's knee.
در پاسخ، هولمز چیندار حاشیهای از تور سیاه را که دست روی زانوی بازدیدکنندگان ما را احاطه کرده بود، پس زد.
منبع: The Adventure of the Speckled BandA hand painted fringed shoulder bag when I was 11.
یک کیف دوشی با حاشیه رنگ شده دستی وقتی که من 11 ساله بودم.
منبع: 73 Quick Questions and Answers with CelebritiesHe wore fringed leather leggings, and his moccasins were covered with beads.
او از شلوارهای چرمی با حاشیه استفاده میکرد و چکمههایش با مهره پوشیده شده بود.
منبع: The little cabin on the grassland.His eyelids drooped till the long fringed lashes almost touched his cheek.
پلکهایش افتادند تا مژههای بلند و با حاشیهاش تقریباً گونههایش را لمس کنند.
منبع: The Picture of Dorian GrayThe highest are set in bleak, rough bowls, scantily fringed with brown and yellow sedges.
بالاترینها در کاسههای تاریک و خشن قرار دارند که به طور پراکنده با جگههای قهوهای و زرد حاشیهدار شدهاند.
منبع: The Mountains of California (Part 1)They went abroad in fringed and flowered shawls, bright beadwork and German silver.
آنها با روسریهای با حاشیهدار و گلدار، تزئینات مهرههای درخشان و نقره آلمانی به خارج رفتند.
منبع: Advanced English 1 Third EditionA fringed brown scarf hung over the end of the table and touched his thick knee.
یک روسری قهوهای با حاشیهدار از انتهای میز آویزان بود و زانوی کلفتش را لمس میکرد.
منبع: The Woman at the Bottom of the Lake (Part 1)He sipped and wiped his lips with one of those fringed things they give you in apartment houses for napkins.
او جرعه جرعه نوشید و لبهایش را با یکی از آن چیزهای با حاشیهدار که در خانههای آپارتمانی به شما به عنوان دستمال میدهند، پاک کرد.
منبع: Goodbye, My Love (Part 2)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید