froggy

[ایالات متحده]/ˈfrɒɡi/
[بریتانیا]/ˈfrɔːɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد فرانسوی؛ یک اصطلاح تحقیرآمیز برای یک فرد فرانسوی
adj. مربوط به قورباغه‌ها؛ ناخوشایند یا آزاردهنده؛ فرانسوی

عبارات و ترکیب‌ها

froggy jump

پرش قورباغه

froggy voice

صدای قورباغه

froggy style

سبک قورباغه

froggy weather

آب و هوای قورباغه

froggy eyes

چشمان قورباغه

froggy dance

رقص قورباغه

froggy friend

دوست قورباغه

froggy game

بازی قورباغه

froggy song

آهنگ قورباغه

froggy hat

کلاه قورباغه

جملات نمونه

he felt froggy this morning and decided to jump into the pool.

او این صبح احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت در استخر بپرد.

she wore a froggy costume for the halloween party.

او برای مهمانی هالووین یک لباس قیافه‌ای پوشید.

the froggy sounds from the pond were soothing at night.

صدای قیافه‌ای از برکه شب‌ها آرامش‌بخش بود.

he has a froggy demeanor that makes him fun to be around.

او رفتاری قیافه‌ای دارد که باعث می‌شود بودن کنارش سرگرم‌کننده باشد.

they played a froggy game during the picnic.

آنها در حین پیک‌نیک یک بازی قیافه‌ای انجام دادند.

the froggy character in the book is very relatable.

شخصیت قیافه‌ای در کتاب بسیار قابل ارتباط است.

she felt froggy and decided to take a leap of faith.

او احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت یک قدم بزرگ بردارد.

froggy weather makes me want to stay indoors.

آب و هوای قیافه‌ای باعث می‌شود بخواهم در داخل خانه بمانم.

he always makes froggy jokes that lighten the mood.

او همیشه شوخی‌های قیافه‌ای می‌کند که باعث می‌شود فضا شاد شود.

the froggy theme was a hit at the children's party.

موضوع قیافه‌ای در مهمانی کودکان بسیار محبوب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید