froggy jump
پرش قورباغه
froggy voice
صدای قورباغه
froggy style
سبک قورباغه
froggy weather
آب و هوای قورباغه
froggy eyes
چشمان قورباغه
froggy dance
رقص قورباغه
froggy friend
دوست قورباغه
froggy game
بازی قورباغه
froggy song
آهنگ قورباغه
froggy hat
کلاه قورباغه
he felt froggy this morning and decided to jump into the pool.
او این صبح احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت در استخر بپرد.
she wore a froggy costume for the halloween party.
او برای مهمانی هالووین یک لباس قیافهای پوشید.
the froggy sounds from the pond were soothing at night.
صدای قیافهای از برکه شبها آرامشبخش بود.
he has a froggy demeanor that makes him fun to be around.
او رفتاری قیافهای دارد که باعث میشود بودن کنارش سرگرمکننده باشد.
they played a froggy game during the picnic.
آنها در حین پیکنیک یک بازی قیافهای انجام دادند.
the froggy character in the book is very relatable.
شخصیت قیافهای در کتاب بسیار قابل ارتباط است.
she felt froggy and decided to take a leap of faith.
او احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت یک قدم بزرگ بردارد.
froggy weather makes me want to stay indoors.
آب و هوای قیافهای باعث میشود بخواهم در داخل خانه بمانم.
he always makes froggy jokes that lighten the mood.
او همیشه شوخیهای قیافهای میکند که باعث میشود فضا شاد شود.
the froggy theme was a hit at the children's party.
موضوع قیافهای در مهمانی کودکان بسیار محبوب بود.
froggy jump
پرش قورباغه
froggy voice
صدای قورباغه
froggy style
سبک قورباغه
froggy weather
آب و هوای قورباغه
froggy eyes
چشمان قورباغه
froggy dance
رقص قورباغه
froggy friend
دوست قورباغه
froggy game
بازی قورباغه
froggy song
آهنگ قورباغه
froggy hat
کلاه قورباغه
he felt froggy this morning and decided to jump into the pool.
او این صبح احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت در استخر بپرد.
she wore a froggy costume for the halloween party.
او برای مهمانی هالووین یک لباس قیافهای پوشید.
the froggy sounds from the pond were soothing at night.
صدای قیافهای از برکه شبها آرامشبخش بود.
he has a froggy demeanor that makes him fun to be around.
او رفتاری قیافهای دارد که باعث میشود بودن کنارش سرگرمکننده باشد.
they played a froggy game during the picnic.
آنها در حین پیکنیک یک بازی قیافهای انجام دادند.
the froggy character in the book is very relatable.
شخصیت قیافهای در کتاب بسیار قابل ارتباط است.
she felt froggy and decided to take a leap of faith.
او احساس کرد که پر انرژی است و تصمیم گرفت یک قدم بزرگ بردارد.
froggy weather makes me want to stay indoors.
آب و هوای قیافهای باعث میشود بخواهم در داخل خانه بمانم.
he always makes froggy jokes that lighten the mood.
او همیشه شوخیهای قیافهای میکند که باعث میشود فضا شاد شود.
the froggy theme was a hit at the children's party.
موضوع قیافهای در مهمانی کودکان بسیار محبوب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید