frogs

[ایالات متحده]/frɒɡz/
[بریتانیا]/frɔːɡz/

ترجمه

n. کلاغ‌ها (تعدد قورباغه)

عبارات و ترکیب‌ها

frogs croak

قورباغه‌ها قار می‌خورند

catching frogs

گرفتن قورباغه ها

many frogs

قورباغه های زیاد

frog legs

ناگوردهای قورباغه

frogs jump

قورباغه ها می پرند

small frogs

قورباغه های کوچک

frogs swim

قورباغه ها شنا می کنند

frogs eat

قورباغه ها غذا می خورند

frogs breed

قورباغه ها تولید مثل می کنند

frogs live

قورباغه ها زندگی می کنند

جملات نمونه

the pond was full of frogs leaping into the water.

گودال پر از قورباغه‌هایی بود که به داخل آب می‌پریدند.

we listened to the chorus of frogs calling in the night.

ما به صدای قورباغه‌هایی که در شب صدا می‌کردند گوش دادیم.

children often catch frogs in the garden during the summer.

کودکان اغلب در طول تابستان قورباغه ها را در باغ می گیرند.

the farmer protected the frogs in his field from pesticides.

کشاورز از قورباغه‌ها در مزرعه‌اش در برابر سموم محافظت می‌کرد.

frogs are an important part of the wetland ecosystem.

قورباغه‌ها بخش مهمی از اکوسیستم مناطق ساحلی هستند.

she released the frogs back into the river after observing them.

او پس از مشاهده آنها، قورباغه‌ها را دوباره به رودخانه بازگرداند.

the children were fascinated by the tiny frogs in the terrarium.

کودکان از قورباغه‌های کوچک در تراریوم مجذوب شدند.

the biologist studied the behavior of frogs in their natural habitat.

زیست شناس رفتار قورباغه‌ها را در زیستگاه طبیعی آنها مطالعه کرد.

the prince kissed the frog, hoping to break the spell.

شاهزاده قورباغه را بوسید، امیدوار بود تا طلسم را بشکند.

we saw dozens of frogs while hiking near the lake.

ما در حالی که در نزدیکی دریاچه پیاده‌روی می‌کردیم، ده‌ها قورباغه دیدیم.

the tadpoles slowly transformed into frogs over several weeks.

نوک‌موشک‌ها در طول چند هفته به آرامی به قورباغه تبدیل شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید