frontend

[ایالات متحده]/ˈfrʌnt.ɛnd/
[بریتانیا]/ˈfrʌnt.ɛnd/

ترجمه

adj. مربوط به جلوی یک سیستم یا برنامه
n. بخشی از یک سیستم یا برنامه که برای کاربر قابل مشاهده است و به طور مستقیم با آنها تعامل دارد

عبارات و ترکیب‌ها

frontend development

توسعه سمت کاربر

frontend design

طراحی سمت کاربر

frontend user interface

رابط کاربری سمت کاربر

frontend testing

آزمایش سمت کاربر

frontend framework

فریم‌ورک سمت کاربر

frontend engineer

مهندس سمت کاربر

frontend performance

عملکرد سمت کاربر

frontend optimization

بهینه‌سازی سمت کاربر

frontend responsiveness

پاسخگویی سمت کاربر

frontend accessibility

دسترس‌پذیری سمت کاربر

جملات نمونه

the frontend is responsible for the user interface.

فرانت‌اند مسئول رابط کاربری است.

they are working on improving the frontend experience.

آنها در حال کار بر روی بهبود تجربه فرانت‌اند هستند.

he has expertise in both backend and frontend development.

او در توسعه بک‌اند و فرانت‌اند تخصص دارد.

the new frontend design is more user-friendly.

طراحی جدید فرانت‌اند کاربرپسندتر است.

frontend developers use html, css, and javascript.

توسعه‌دهندگان فرانت‌اند از HTML، CSS و JavaScript استفاده می‌کنند.

the frontend interacts with the backend to display data.

فرانت‌اند با بک‌اند تعامل دارد تا داده‌ها را نمایش دهد.

we need a skilled frontend developer for this project.

ما به یک توسعه‌دهنده ماهر فرانت‌اند برای این پروژه نیاز داریم.

the frontend is the face of the application to users.

فرانت‌اند چهره برنامه برای کاربران است.

frontend development requires attention to detail and creativity.

توسعه فرانت‌اند نیاز به توجه به جزئیات و خلاقیت دارد.

the frontend is constantly evolving with new technologies.

فرانت‌اند به طور مداوم با فناوری‌های جدید در حال تکامل است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید