backend

[ایالات متحده]/ˈbækˌend/
[بریتانیا]/ˈbækˌɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخشی از یک سیستم یا شبکه کامپیوتری که پردازش و ذخیره‌سازی داده‌ها را انجام می‌دهد، در مقابل فرانت‌اند که با تعامل کاربر سروکار دارد.
adj. مربوط به یا ویژگی‌های بک‌اند یک سیستم.

عبارات و ترکیب‌ها

backend development

توسعه‌ی بک‌اند

backend system

سیستم بک‌اند

backend database

پایگاه داده‌ی بک‌اند

backend infrastructure

زیرساخت بک‌اند

backend api

api بک‌اند

backend logic

منطق بک‌اند

backend integration

یکپارچه‌سازی بک‌اند

backend server

سرور بک‌اند

access the backend

دسترسی به بک‌اند

manage the backend

مدیریت بک‌اند

جملات نمونه

the backend of the application is crucial for performance.

بخش پشتی برنامه برای عملکرد بسیار مهم است.

we need to optimize the backend to handle more users.

ما باید بخش پشتی را بهینه کنیم تا بتواند کاربران بیشتری را مدیریت کند.

he works on the backend development team.

او در تیم توسعه بخش پشتی کار می‌کند.

the backend supports all the data processing.

بخش پشتی از تمام پردازش داده‌ها پشتیبانی می‌کند.

she is responsible for backend integration.

او مسئولیت یکپارچه سازی بخش پشتی را بر عهده دارد.

we are migrating our backend to a cloud service.

ما بخش پشتی خود را به یک سرویس ابری منتقل می‌کنیم.

the backend architecture needs to be scalable.

معماری بخش پشتی باید مقیاس‌پذیر باشد.

testing the backend is essential before launch.

تست کردن بخش پشتی قبل از راه‌اندازی ضروری است.

the backend team ensures data security.

تیم بخش پشتی امنیت داده‌ها را تضمین می‌کند.

we are using microservices for our backend.

ما از میکروسرویس‌ها برای بخش پشتی خود استفاده می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید