frostweed

[ایالات متحده]/ˈfrɒstwiːd/
[بریتانیا]/ˈfrɔːstwiːd/

ترجمه

n. نوعی گیاه که به عنوان گل سنگی شناخته می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

frostweed bloom

شکوفه گلخاره

frostweed habitat

زیستگاه گلخاره

frostweed species

گونه‌های گلخاره

frostweed garden

باغچه گلخاره

frostweed plant

گیاه گلخاره

frostweed leaves

برگ‌های گلخاره

frostweed growth

رشد گلخاره

frostweed variety

نوع گلخاره

frostweed characteristics

ویژگی‌های گلخاره

frostweed ecosystem

زیست‌بوم گلخاره

جملات نمونه

frostweed blooms beautifully in the winter.

گل‌های سرمازده در زمستان به زیبایی شکوفه می‌دهند.

many people admire the delicate frostweed flowers.

بسیاری از مردم گل‌های ظریف سرمازده را تحسین می‌کنند.

frostweed is known for its unique appearance.

سرمازده به خاطر ظاهر منحصر به فردش شناخته می‌شود.

in some regions, frostweed is a sign of winter.

در برخی مناطق، سرمازده نشانه‌ای از زمستان است.

frostweed can survive in harsh conditions.

سرمازده می‌تواند در شرایط سخت زنده بماند.

people often use frostweed in their winter gardens.

مردم اغلب از سرمازده در باغ‌های زمستانی خود استفاده می‌کنند.

frostweed attracts various pollinators.

سرمازده گرده‌افشان‌های مختلف را جذب می‌کند.

the leaves of frostweed are often covered in frost.

برگ‌های سرمازده اغلب با Frost پوشیده شده‌اند.

frostweed has medicinal properties that some people value.

سرمازده خواص دارویی دارد که برخی افراد به آنها ارزش می‌دهند.

photographers love capturing the beauty of frostweed.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی سرمازده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید