frothier coffee
قهوه خفقانیتر
frothier milk
شیر خفقانیتر
frothier beer
بیره خفقانیتر
frothier latte
لاته خفقانیتر
frothier cappuccino
کاپوچینو خفقانیتر
frothier drinks
نوشیدنیهای خفقانیتر
frothier texture
بافت خفقانیتر
frothier cocktails
کوکتلهای خفقانیتر
frothier smoothies
اسموتیهای خفقانیتر
frothier toppings
تاپینگهای خفقانیتر
the coffee became frothier after i used the milk frother.
قهوه بعد از استفاده از دستگاه شیرساز، کفدارتر شد.
she prefers her cappuccino to be frothier than usual.
او ترجیح میدهد کاپوچینویش نسبت به همیشه کفدارتر باشد.
the whipped cream was frothier than i expected.
کرم زده شده بیشتر از آنچه انتظار داشتم کفدار بود.
for a frothier texture, blend the mixture longer.
برای بافت کفدارتر، مخلوط را بیشتر مخلوط کنید.
he added more milk to make the drink frothier.
او برای کفدارتر کردن نوشیدنی، شیر بیشتری اضافه کرد.
the new recipe calls for frothier egg whites.
دستورالعمل جدید نیاز به سفیده تخم مرغی دارد که بیشتر کف کند.
she enjoys a frothier latte on cold mornings.
او از یک لاته کفدار در صبحهای سرد لذت میبرد.
to achieve a frothier result, use a high-speed blender.
برای دستیابی به نتیجهای کفدارتر، از مخلوط کن با سرعت بالا استفاده کنید.
the bartender made the cocktail frothier with a special technique.
بارتندر با یک تکنیک خاص، کوکتل را کفدارتر کرد.
frothier drinks are often more visually appealing.
نوشیدنیهای کفدار اغلب از نظر بصری جذابتر هستند.
frothier coffee
قهوه خفقانیتر
frothier milk
شیر خفقانیتر
frothier beer
بیره خفقانیتر
frothier latte
لاته خفقانیتر
frothier cappuccino
کاپوچینو خفقانیتر
frothier drinks
نوشیدنیهای خفقانیتر
frothier texture
بافت خفقانیتر
frothier cocktails
کوکتلهای خفقانیتر
frothier smoothies
اسموتیهای خفقانیتر
frothier toppings
تاپینگهای خفقانیتر
the coffee became frothier after i used the milk frother.
قهوه بعد از استفاده از دستگاه شیرساز، کفدارتر شد.
she prefers her cappuccino to be frothier than usual.
او ترجیح میدهد کاپوچینویش نسبت به همیشه کفدارتر باشد.
the whipped cream was frothier than i expected.
کرم زده شده بیشتر از آنچه انتظار داشتم کفدار بود.
for a frothier texture, blend the mixture longer.
برای بافت کفدارتر، مخلوط را بیشتر مخلوط کنید.
he added more milk to make the drink frothier.
او برای کفدارتر کردن نوشیدنی، شیر بیشتری اضافه کرد.
the new recipe calls for frothier egg whites.
دستورالعمل جدید نیاز به سفیده تخم مرغی دارد که بیشتر کف کند.
she enjoys a frothier latte on cold mornings.
او از یک لاته کفدار در صبحهای سرد لذت میبرد.
to achieve a frothier result, use a high-speed blender.
برای دستیابی به نتیجهای کفدارتر، از مخلوط کن با سرعت بالا استفاده کنید.
the bartender made the cocktail frothier with a special technique.
بارتندر با یک تکنیک خاص، کوکتل را کفدارتر کرد.
frothier drinks are often more visually appealing.
نوشیدنیهای کفدار اغلب از نظر بصری جذابتر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید