fruitages

[ایالات متحده]/ˈfruːtɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈfruːtɪdʒɪz/

ترجمه

n. میوه‌ها؛ نتایج باروری؛ محصولات خوراکی گیاهان؛ نتایج یا نتایج

عبارات و ترکیب‌ها

fruitages of labor

ثمرات تلاش

fruitages of nature

ثمرات طبیعت

fruitages of time

ثمرات زمان

fruitages of effort

ثمرات کوشش

fruitages of knowledge

ثمرات دانش

fruitages of faith

ثمرات ایمان

fruitages of friendship

ثمرات دوستی

fruitages of wisdom

ثمرات خرد

fruitages of creativity

ثمرات خلاقیت

fruitages of success

ثمرات موفقیت

جملات نمونه

the fruitages of hard work are often sweet.

میوه‌های تلاش سخت اغلب شیرین هستند.

she enjoyed the fruitages of her labor after years of dedication.

او از ثمرات تلاش خود پس از سال‌ها تعهد لذت برد.

the fruitages of nature can be seen in the lush landscape.

میوه‌های طبیعت را می‌توان در چشم‌انداز سرسبز دید.

his research yielded fruitages that changed the scientific community.

تحقیقات او نتایجی به بار آورد که جامعه علمی را تغییر داد.

we should appreciate the fruitages of friendship.

ما باید از ثمرات دوستی قدردانی کنیم.

the fruitages of collaboration can lead to amazing innovations.

ثمرات همکاری می‌تواند منجر به نوآوری‌های شگفت‌انگیز شود.

farmers celebrate the fruitages of their harvest each season.

کشاورزان هر فصل از ثمرات برداشت خود جشن می‌گیرند.

education is one of the fruitages of a civilized society.

آموزش یکی از ثمرات یک جامعه متمدن است.

he believes that the fruitages of patience are worth waiting for.

او معتقد است که ثمرات صبر ارزش انتظار را دارد.

the fruitages of their efforts were evident in the final product.

ثمرات تلاش‌های آنها در محصول نهایی آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید